eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
483 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام من اومدم و دست پر😁❤️
پارت شصت و هشت🙂
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺 پارت شصت و هشت: داوود: کلافم خستم از بی خبری بی خبری بد دردیه :) از داداشم خبر ندارم و دارم دیوونه میشم چیکار باید بکنم؟ هیچ فکری به ذهنم نمیرسه😖 از کی باید بپرسم؟ هیچ کدومشون به من نمیگن💔 اصلا از هیچ کس غیر از سعید و فرشید خبر ندارم🥲 استرس بدی به جونم افتاد ولی همین استرس باعث شد یه فکری به ذهنم بزنه🤩 شروع کردم به آه و ناله کردن که درد دارم😢 انقدر بلند و طبیعی بود پرستار اومد و سریع دکتر رو صدا کرد دکتر هم اومد تو اتاق نزدیکم شد و گفت کجات درد میکنه؟ با بغض بهش نگا کردم🥹 و با صدایی نسبتا بلند گفتم دکتر تروخدا بهم بگو رسول حسنی کجاس🥲 چرا هیچ کس نمیگه چش شده😭 چرا حداقل منو از نگرانی داداشم در نمیارید دارم از درد میمیرم دکتر😭 درد تنهایی و بی خبری تروخدا یه خبری ازش بهم بده🥺 دکتر یکم تامل کرد و بهم گفت اها حسنی رو میگی اون که بیمار خودم بود دیروز هم دفنش کردن😨 کلماتش رو داشتم دونه دونه هجی میکردم تا به یه جایی برسم آخرین کلمش واسم سنگین و گنگ شد!؟ چی گفتی دکتر؟ گفتم که جراحتش شدید بود دیروز هم جنازه رو تحویلشون دادیم بنده خدا خیلی جوون بود چشام خیس آب شد چی؟ اینو میخواستم بشنوم؟ این که دیگه داداشم نیس؟ اصلا چرا شنیدم؟ همون نمیفهمیدم بهتر بود🥺 کلی سوال اومد تو ذهنم ¡¿ همیشه رسول بود که سوالامو جواب میداد اما الان چی بعد چند لحظه صداهای دکتر واسم گنگ شد و سیاهی🖤 پایان پارت ۶۸ ادامه دارد..... پ.ن.پ گاهی وقتا یه چیزی رو ندونی برات بهتره:)
و منی که سر نوشتن پارت ها گریم میگیره:)💔 بدونید با جون و دل واستون پارت میذارم🙂
سلام صبح گاندوییتون بخیر😎🤓✌️🏻
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام 🌸 ظهر قشنگتون بخیر❤️
۱_پهلوش ۲_چشم☺️ ۳_چی بود😳 ۴_سلام☺️ ۵_بله ممنونم از لطفتون ، ولی امروز خیلی نظرات کم بود ، به یک صفحه هم نرسید😢. ۶_چشم😊 ۷_واقعا بدبخت رسول😂
نظرات امروز خیلی کم بود 😢 نصف یک صفحه بود ، دوست دارم برای پارت امروز ناشناس پر بشه☺️
💖    به نام خدا 💖                                                                                           (محمد) وارد بیمارستان شدم . ببخشید خانم ، آقای رسول محمودی کدوم اتاقه؟ هنوز عملشون به اتمام نرسیده ، توی اتاق عمل هستند. طبقه بلا سمت چپ ، آخر سالن ممنون رفتم طبقه دوم داوود نشسته بود روی صندلی و پاهاشو محکم روی زمین میکوبید‌. رفتم سمتش و دستمو گذاشتم روی شونش . سریع برگشت سمتم و از سرجاش بلند شد. سلام آقا سلام داوود جان چیشد؟ هیچی هنوز توی اتاق عمله😢 اق.اقا محمد ن.نکنه ب.هوش نیاد😰 اِ داوود این چه حرفیه میزنی توکلت بخدا باشه ، مطمئن باش حالش خوب میشه🙂 اگه.... اگه و این چیزا نداریم ، حوصله ندارم زیاد حرف بزنی یه هفته توبیخی😆 چ.چشم😣 نشستم کنارش. یک ساعت گذشت ، اما خبری نبود. در همین لحظه گوشیم زنگ خورد، طبق معمول آقا سعید بودند😶 هوففففف😵 بله سعید جان آقا محمد ، چیشد ، حال رسول خوبه هنوز عملش تموم نشده اقا محمد یکم طولانی نشد😨 نه ، آن شاالله که چیزی نیست آقا هر چی شدمارو بی خبر نزارید😣 چشم، چشم آقا سعید کاری نداری نه آقا خدافظ😖 خداحافظ گوشی رو خاموش کردمو نشستم روی صندلی ، یعنی حالش خوبه ، چرا اینهمه طول کشید. توی همین فکر بودم که دکتر اومد بیرون . سریع رفتیم سمتش. چی..چیشد دکتر ، حالش خوبه😰 متاسفانه... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 خوش باشید😂 https://harfeto.timefriend.net/16568366392954 لینک ناشناس لطفا نظرات بالا باشه، وگرنه پارت نمیدم😁😈