💔
#یا_حسین در #شب_تنهایے من یـارمبـاش
ترس دارم ز بدیـها... تو #هــوادارم بـاش
تو اگـر #لطـف نمایـے، گنهــمرا #بخشـند
تو بیا #مونس و هم یاور و هم یارم باش
#السلامعلیکیااباعبداللهالحسین 🥀
#اللهمارزقناحرم
#ما_ملت_امام_حسینیم
840.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿روز شمار غدیر
°•💚•°
راه بهشت
از طَرفِ خانه ےِ علے است
ای عاشقان
نِشانے از این مستقیم تر•
💚۸ روز تا غدیر
#روز_شمار_غدیر
#فقط_حیدر_امیر_المومنین_است
#استوری
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منوفانڪردم
توبهمنوفاڪن
تونمازشبٺبراۍمندعاڪن😭
#اللهمعجللولیڪالفرج
#امام_زمان
سلام🌸
ببخشید من بیرون بودم نتونستم پارت بزارم الان تند تند نوشتم براتون میزارم
۱_ عید شما هم مبارک☺️ بله حتما
@delbarmm
۲_ دیر گفتی دیگه نمیتونم تغییر بدم😣
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_سی_و_چهارم
#داوود چند ساعت بعــــد
بالاخــره رســـیدیم، سعید ماشینو برد توی پارکینگ و بعـد باهم به سمت کلانتری حرکت کردیم.
باکمک سرهـــنگ افـــخمی دوربین های چند روز
پیش رو چک کردیم و اسامــی کسانی که اونروزمســـجد بودند رو نوشتیم .
سرهنگ افخمی چند تا سرباز فرستاد برای جمع اوری مردمی که اونروز در مسجد بودند.
۱ساعت بعد داوود
تقریبا تا الان از ۶ نفر بازجویی کردیم ولی به هیچی نرسیدیم.
نفر بعدی اومد و نشست روی صندلی. دقیقا روبروی من.
سعید هم منو فرستاده بود جلو و خودش بالا سرم مثل علم وایساده بود😐
نمیدونم چرا مضطرب و نگران بود زبانش میگفت چیزی نمیدونه اما چشماش چیز دیگری میگفت، طبق اطلاعاتی که خودش داده بود خودش شیعه بود اما بخاطر همسرش که اهل تسنن بود اینجا زندگی میکردند.
#داوود
خودتون رو معـــرفــی کنید.
#شاکری
حمید شاکری
#داوود
شغلتون؟
#شاکری
نجار
#داوود
خب اقای شاکری، چند روز پیش یک گروه تروریستی وارد مسجد.... میشوند و اونروز شما برای نماز جماعت ظهر به اونجا رفته بودید، درسته؟؟
#شاکری
ب.. بله
#داوود
خیلی خب، اونروز شما در حال فرار کردن این گروه رو ندیدید یا اینکه صورت یکی از اون افراد رو همینجوری اتفاقی ندیدید؟؟
هر چیزی میتونه به ما کمک کنه که زودتر این گروه دستگیر بشن.
پس اگر چیزی میدونید بگید لطفا؟
#شاکری
ن.. نه مــ.. ن چیزی نـــ... دیدم
#داوود
ولی چشماتون اینو نمیگه🤨
اقای شاکری اگر چیزی میدونید با ما همکاری کنید، الان که ما اینجا نشستیم ممکنه جون هزاران نفر در خطر باشه حتی خانواده شما؟
#شاکری
را.. راستش، اونروز دقیقا زمانی که پلیس ها اومدند و میخواستند فرار بکنند، صورت یکی از اونا رو دیدم که روبندشو پایین اورد. فکر کنم رئیسشون بود اخه همش بهشون دستور میداد.
اما یکدفعه نگاهش به من که با ترس بهش خیره شده بودم افتاد و سریع روبندشو زد.
بعد هم منو تهدید کردند اگر چیزی بگم خانواده ام رو میکشند.
الانم میترسم اتفاقی بـ. برای خانواده ام بیوفته😣
#داوود
اصلا نگران نباشید، ما سعی میکنیم هر چه زودتر دستگیرشون کنیم که اسیبی به هیچ کس نرسه.
فقط اگر میشه برای چهره نگاری همراه ما بیاید☺️
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
کاری رو که عملی نکردن میخوان جای دیگری عملی بکنند 😈