💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_سی_و_چهارم
#داوود چند ساعت بعــــد
بالاخــره رســـیدیم، سعید ماشینو برد توی پارکینگ و بعـد باهم به سمت کلانتری حرکت کردیم.
باکمک سرهـــنگ افـــخمی دوربین های چند روز
پیش رو چک کردیم و اسامــی کسانی که اونروزمســـجد بودند رو نوشتیم .
سرهنگ افخمی چند تا سرباز فرستاد برای جمع اوری مردمی که اونروز در مسجد بودند.
۱ساعت بعد داوود
تقریبا تا الان از ۶ نفر بازجویی کردیم ولی به هیچی نرسیدیم.
نفر بعدی اومد و نشست روی صندلی. دقیقا روبروی من.
سعید هم منو فرستاده بود جلو و خودش بالا سرم مثل علم وایساده بود😐
نمیدونم چرا مضطرب و نگران بود زبانش میگفت چیزی نمیدونه اما چشماش چیز دیگری میگفت، طبق اطلاعاتی که خودش داده بود خودش شیعه بود اما بخاطر همسرش که اهل تسنن بود اینجا زندگی میکردند.
#داوود
خودتون رو معـــرفــی کنید.
#شاکری
حمید شاکری
#داوود
شغلتون؟
#شاکری
نجار
#داوود
خب اقای شاکری، چند روز پیش یک گروه تروریستی وارد مسجد.... میشوند و اونروز شما برای نماز جماعت ظهر به اونجا رفته بودید، درسته؟؟
#شاکری
ب.. بله
#داوود
خیلی خب، اونروز شما در حال فرار کردن این گروه رو ندیدید یا اینکه صورت یکی از اون افراد رو همینجوری اتفاقی ندیدید؟؟
هر چیزی میتونه به ما کمک کنه که زودتر این گروه دستگیر بشن.
پس اگر چیزی میدونید بگید لطفا؟
#شاکری
ن.. نه مــ.. ن چیزی نـــ... دیدم
#داوود
ولی چشماتون اینو نمیگه🤨
اقای شاکری اگر چیزی میدونید با ما همکاری کنید، الان که ما اینجا نشستیم ممکنه جون هزاران نفر در خطر باشه حتی خانواده شما؟
#شاکری
را.. راستش، اونروز دقیقا زمانی که پلیس ها اومدند و میخواستند فرار بکنند، صورت یکی از اونا رو دیدم که روبندشو پایین اورد. فکر کنم رئیسشون بود اخه همش بهشون دستور میداد.
اما یکدفعه نگاهش به من که با ترس بهش خیره شده بودم افتاد و سریع روبندشو زد.
بعد هم منو تهدید کردند اگر چیزی بگم خانواده ام رو میکشند.
الانم میترسم اتفاقی بـ. برای خانواده ام بیوفته😣
#داوود
اصلا نگران نباشید، ما سعی میکنیم هر چه زودتر دستگیرشون کنیم که اسیبی به هیچ کس نرسه.
فقط اگر میشه برای چهره نگاری همراه ما بیاید☺️
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
کاری رو که عملی نکردن میخوان جای دیگری عملی بکنند 😈
https://abzarek.ir/service-p/msg/705109
نظرات باید زیاد باشه تا پارت بعدیو بدم😊
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_سی_و_پنجم
داوود
سعید با شاکری رفته بود اتاق چهره نگاری.
رفتم اتاق سرهنگ و برای اینکه باهامون همکاری کردند تشکر کردم.
داشتم از اتاق سرهنگ بیرون میومدم که دیدم سعید با یک برگه توی دستش اومد سمتم.
شاکری هم باهاش بود یه سرباز فرستادیم تا دم در خونش ببردش.
بعد هم با هم به سمت پارکینک حرکت کردیم.
یه نگاهی به ساعتم کردم.
اُه اُه ساعت. ۵ بعدازظهر بود چقدر زود گذشت. 🤦♀
نشستیم توی ماشین برگه رو از سعید گرفتم و بهش نگاه کردم.
#داوود
وایی چقدر قیافش ترسناکه🤯
#سعید
ترسیدی😐
#داوود
من؟؟؟من و ترس 😏
#سعید
بلـــــه🤨
#داوود
حرکت کن که خیلے خسته ام .
بعدم بدون اینکه اصلا منتظر جواب باشم سرمو به صندلی تیکه دادم و چشمامو بستم😴
#رسول
در حال تایپ کردن گزارش امروز بودم .
ذهنم کاملا درگیر بود ،
حداقل به یک مدرک نیاز داشتم که بتونم محلشونو پیدا بکنم .
یه لحظه احساس کردم سرم گیج میره و چشمام هیچی رو نمیبینه ، انقدر به مانیتور چشم دوخته بودم که داشتم کور میشدم ، باید حتما یه دکتر چشم پزشکی برم😖 چشمام همه جا رو تار میدید با دستم چشمامو مالیدم .
یه ذره بهتر شد.
هیییی (نفس عمیق)
خداکنه این پرونده هم به خوبی پیش بره .
در همین افکار بودم که اقا محمد با یه برگه در دستش اومد سمتم .
سری از سر جام بلند شدم اما هر کاری کردم ننشست .
برگه رو گذاشت سر میزم.
#رسول
اق.اقا این برگه چیه ، وایی چقدر قیافش ترسناکه🤯
#محمد
داوود و سعید طبق پرس و جویی که کردند ،به این رسیدند.
ظاهرا یکی از افرادی که اونروز در مسجد بوده چهره این فرد رو دیده ، بعد هم با چهره نگاری به این عکس رسیدن .
شاید سردستشون باشه . ببین میتونی
اطلاعاتی دربارش پیدا بکنی .
#رسول
چشم سعیمو میکنم😌
#محمد
ســـعی🤨
#رسول
ن..نه یعنی شما انجام شده بدون 😁
#محمد
افرین
بعد اینکه اقا محمد رفت مشغول دراوردن اطلاعات بودم که علے ظاهر شد .
هوفففف فقط اینو کم داشتم.
#علے
به به استاد رسول ، چه خبر، خیلی نامردی هیچ یادی از ما نمیکنی.بابا ما به یه نیم نگاهم راضیم.
#رسول
سلام، علے اقای گل، خوبی
نه بابا این چه حرفیه.
ما کم سعادتیم .☺️
#علے
نه بابا نفرمایید.
#رسول
شکسته نفسی میکنی .
#علے
نه بابا شما اقایی
#رسول
نه عزیزم این چه حرفیه
#علے
شرمندمون نکن استاد
#رسول
اَهــــــــــه بســــه سه ساعته با این حرفا وقتمونو گرفتی ، سرم رفت ،حالم بهم خورد اهه .
حالا کارت چیه ، کم کار دارم ، اقا سه ساعت وایساده تعارف میکنه.😤
علے قش کرده بود از خنده 😂😂🤣🤣🤣
#علے
ای ای دلم🤣🤣
#رسول
نخندعلے😡
#علے
وایی 🤣 باشه باشه چرا جوش میاری ، گفتم یه بار باهات درست رفتارکنم خودت نخواستی😆
#رسول
حالا کارت چیه😓
#علے
اقا محمد گفت....
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا همه چی سر جاشه😁😈
علے😂😂
https://harfeto.timefriend.net/16576133214164
هرچی نظرات بیشتر باشه انرژی من برای پارت نوشتن بیشتره☺️