آخه من دیگه کجا این همه آدم
با قلبهای قشنگ و نگاههای مهربون رو
یکجا پیدا کنم؟
کسایی انقدر نزدیک به روحم :))
از طرز دیدشون به دنیا و آدمها گرفته تا یکرنگی افکار و گفتارشون با من..
و چقدر خوش شانسم منی که لحظاتم رو در کنار همین بهترینها گذروندم...
و چقدر حیف که قصهی فراق همیشه سنجاق هست بالای دفتر زندگی!
مثل سیاهی شب در پایان هر روز...
#خودنوشت
-Reza Yazdani - Chelcheragh.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
تو جریان داری،
که من نبضم هنوزم میزنه!
#سرناد
حافظهی آدم، در ندارد که آدمها برای رفت و آمدشان اجازه بگیرند. در زندگی هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن،
ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همهجا
با او هستند، تا پای گور هم.
「بعد از پایان| فریبا وفی」
#تیکهکتاب
به قلبم معذرتخواهیِ بسیاری بدهکارم.
بخاطر تمام روزهایی که ؛
گرفت
شکست
تنگ شد
و کاری از دست من بر نمیآمد...