من میخوام بگم چقدر زبانها، فارغ از اینکه برای ما قابل فهم هستم، میتونن برای ما قابل درک باشن.
و همین درک کردن گاهی منجر به فهم کلمات و گفتارها میشه، و ناخودآگاه ارتباطهایی بین زبانهای مختلف پیدا میشه که واقعا شگفتانگیزه!
و بنظر من این برمیگرده به لمس احساسات آدمی.
گیرم که بر اساس یک غرور و خودپسندی بیجا، انسانها از فهم حرفها و کلمات هم عاجز شدن، اما اگر همین اشتباه باعث دستیابی ما به گنجینهای عظیمتر، درک کردن احساسات یکدیگر فارغ از هرگونه تفاوت در وجود انسان و زمان وجودیت بوده باشه چی؟
مشکات !
من یه مدت میرم و برمیگردم همهچیز زیر و رو میشه و هربار یادم میره که اینجا ایتا هست. چی به سر چنل ِ
راستش اینجا هنوز برای من هست:))))))