eat the rude
عزیز کرده، خدای زمینی من، تو انقدر تویه وجودم عمیق شدی که به گمونم حتی اگر میلیون ها سال بعد، زمانی
عزیز کرده، عزیز کرده ی عزیزم تو شاید دور باشی ولی دور بودنت از جنس نوره، چون تا اخرین دریچه های قلبمو گرم میکنه، یه حسیه که شبیه هیچ حسی نیست؛ یه عشقیه که شبیه هیچ شعری نیست. خوب ترین موندنی ها همیشه اتفاقی میان اما تو برای من اتفاقی نیستی؛ تو ثابت ترین درگیری قلبمی چون تو تنها ادمی هستی که توی یک لحظه صدها طیف شدید احساسو به قلبم تزریق میکنی و شدی یه تیکه از جونم، روحم و همه چیزم.
هدایت شده از ویلوبی'
خود ناراحتی یه بحثه، اینکه مجبوری به همه عالم توضیح بدی كه چرا ناراحتی هم يه بحث