𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
🤣🤣🤣🤣🤣💔💔💔
تو جامدادیش چاقو میاورد مدرسه بعد یکی دیگه هم بود هی میگفت بیا با هم دوست بشیم من میگفتم ولم کن بعد یبار ما تو راهرو بودیم یهو از تو جیبش تیغ در آورد داشت بهم حمله میکرد«سگه مگ-🗿💔🤦🏻♀» همون لحظه از شانسش مدیر اومده بود بیرون ما رو دید یهو گفت اون چیههههههه منم همون لحظه داشتم میمردم از خنده نمیدونم چرا😂🤦🏻♀
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
تو جامدادیش چاقو میاورد مدرسه بعد یکی دیگه هم بود هی میگفت بیا با هم دوست بشیم من میگفتم ولم کن بع
بعد از شانس .... من تو کلاس خطاطی که میرفتم اونم تو یه کلاس روبروی ما میشت هی زل میزد به من بدبخت بعد آخرین بار معلم خودش پاشد درو بست 🤣🤣🤣🤣
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
هههههه وایییی داداششش اگه کمک میخوای نشونه بدههه😳😳😳😳🤣🤣🤣🤣🤣
🤣🤣🤣🤣🤣با من کاری ندارن چون فقط از من میتونن تقلب بگیرن-
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
آقا اسم ته کلاسیا بد در رفته وگرنه که ما تهیم با کل کلاسم دوستیم با هم شوخی میکنیم تا ما خر خون تر ا
مدرسه ما فرق داره وگرنه من یه جا دیگه میرفتم خودم آخر میشستم🤣🤣
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
دیانا جان با اجازه فور دادم تو چنل
بابا ما این حرفها رو نداریم ناراحت میشماااااا🩴🩴🤣🤣