𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
وسط کلاس عربی و ریاضیه یهو میبینی دو نفر نشستن کف زمین دارن قهقه میخندن به جوکاشون
عاقا ما اگه ازین کارا کنیم مارو از مدرسه پرت میکنن بیرون دیگه چه بگی به کلاس🤣🤣🤣😐😐😐💔💔💔
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
دقیقااااااااااااااااااااااااا حالا ینفر داشتیم هی میگفت مامانم گفته بود فلان سال میخوام برم فلان م
همون ساعت ۶ صبح دم مدرسه ان
آقا حالا واسه ما چسی ناشتا میومدن یکی میگفت آره من میخوام برم دکتر حسابی یکی میگفت مامانم گفته باید برم میر داماد اصلا یه دیوونه خونه بودااا😭😭🤣🤣🤣😐😐
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
تو جامدادیش چاقو میاورد مدرسه بعد یکی دیگه هم بود هی میگفت بیا با هم دوست بشیم من میگفتم ولم کن بع
😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
بعد از شانس .... من تو کلاس خطاطی که میرفتم اونم تو یه کلاس روبروی ما میشت هی زل میزد به من بدبخت بع
حاجی این تورو تنها گیر نیارهههه😳😳😳😳