.🪼
..🪼
...🪼
....🪼
.....🪼
......🪼
.......🪼
........🪼
.........🪼
..........🪼
............🪼
🪽به نام خالق یکتا🌊
شب بود. سرد بود . قلبم تندتر تندتر میزد. نفسم یخ شود و سکوت فرمان ه شده بود که ناگهان.روشنایی رو دیدم که به این نقاشی خیالی رنگ واقعیت داده بود ان سکوت فرمانروا بود حاکم ش ان روشنایی بود . نقاشی خیالی که واقعی شوده بود. رنگ خیالی، جنش واقعی ،بوی زندگی میداد . آسمان گیریست بر رقصه درخت گیریست و عزاداری میکرد باد نواختن و نوازش را شروع کردن باران گریان داشت مینواخت برای عزاداری آسمان درخت همچنان داشت میرقصید و می رقصید با گریه باران آهنگش .با سکوت با نواختن نوازش کردن بود میرقصید ولی درختی ضعیف دیگری میکند شاعر و نویسنده مهرسا ترکاشوند عنوان شب بخیر روشنایی 🫡 ببخشید طولانی شود