هدایت شده از سایه سُخَن
شبست و چشم من و شمع اشکبارانند
مگر به ماتم پروانه سوگوارانند
چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه
که این ستاره شماران ستاره بارانند
هدایت شده از سایه سُخَن
میترسم در حسرت تو بمیرم!
و تابوتم بر نیل روان باشد
و امواج نیلگون
مرثیهخوان ناکامی من باشند
نمیخواهم افسانه سرایان
دلشان بسوزد
و روزی مرا
در افسانهها به تو برسانند