و اما اخرش که باید از کلبه خارج میشدیم، دوستای اسکلم بجای اینکه از در اصلی بیان، پیچیدن تو یه اتاق دیگه.
ما اومدیم بیرون اونا موندن اون تو🤣
بعد من داد و بیداد که از این ور بیاید اینا عین اسکلا هی داشتن با دری که اول ازش وارد شدیم ور میرفتن.
بعد دیدم نمیفهمن سرمو از یه جا که شکسته بود کردم تو، داد زدم اسکلا باید از این ور بیاید، فقط اکتور جلو دره نترسید. کلمو اوردم اینور دیدم اکتور از قصد رفته ته راهرو که اینا بیان بیرون فقط
خوشحالم که خیلی ترسناک نبود برا اولین بار تجربه خوبی بود اما معماهاش واقعا عجیب و سخت بود
https://eitaa.com/maljja/13990
حیف که دلم نمیخواد دوباره برم وگرنه اگه میومدی قم میگفتم باهم بریم😂
ناشناس📩
https://eitaa.com/MidnightThoughts/3754
منظورت چیه که از آبنباتی که براتون خریدم نمیگی؟
....
ای وای ببخشید دوست عزیزمم برامون ابنبات گرفته بود که بعد از ترسیدن فراوان بخوریم😂🤏