eitaa logo
Midnight & Stars;
76 دنبال‌کننده
64 عکس
84 ویدیو
1 فایل
May God shine the light of the Stars upon your life, Amen. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_3cdjmhi&btn=Star.girl
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزای رندومی که به ذهنم میرسه. ی INTJ تو برج عقرب. +عاشق ستاره ها.
وقتی میخوام شروع کنم درس بخونم، سریع تمام برنامه ها و اهداف دنیا یادم میاد ،اینکه باید درکنار درس ورزش کنم،زبان بخونم،اطلاعات عمومی مو بیشتر کنم،کتابای مختلف بخونم،مهارت یاد بگیرم،تراپی برم،ارتباطات اجتماعی مو قوی کنم،رو معنویتم کار کنم،دوپامین اضافی و ارزون رو از زندگیم حذف کنم،تصمیمات بهتری بگیرم،بعضی از روابط رو پایان بدم و.....هزار تا چیز دیگه. چنان توی این افکار غرق میشم که ناخداگاه ذهنم خسته میشه و همون درس رو هم نمیخونم... چرا باید اینطوری باشه؟ خب موجود پست بشین اون درس لعنتی رو بخون،فارغ از اینکه قراره در کنارش چه غلطی کنی ،تو هر غلطی هم بکنی اگه درس نخونی مفت نمی ارزی. متاسفانه فاکینگ دنیای الان،ی دنیای مدرک گرا شده،دنیایی که ازت نمی پرسه تو کی هستی ، چی هستی، چه تفکری داری و چه مهارت هایی رو در خودت پروروندی...فقط می‌پرسه:لیسانس؟فوق لیسانس ؟ یا دکترا؟ فعلا وضعیت همینه و متاسفانه باید بگم یه دست صدا نداره که فکر کنین خب اگه من و تو و اون و اون یکی مدرک گرایی رو بزاریم کنار همه چی درست میشه و میتونیم به مهارت آموزی بپردازیم. در نتیجه اون درس لعنتی رو همین الان شروع کن.
مطمئن نیستم آیا باید تمام حرف هام رو اینجا بزنم یا باید از بینشون گلچین کنم؟ ی چیزی وجود داره به اسم امنیت روانی...گاهی ،وقتی زیاد حرف میزنم این امنیت در درونم بشدت متزلزل میشه و احساس ناامنی میکنم و انگار میخوام وجودمو از صحنه ی روزگار حذف کنم،حذف تمامی اکانت ها ،شماره تلفن،قطع ارتباط با همه آدما ،شاید خیلی سایکوپث گونه بنظر برسه ،اما چی میشه که همیچین چیزایی باعث احساس ناامنی میشه؟چیزایی که برای خیلیای دیگه جز روتین و روزمرگی شونه.. شاید فقط ذهن زیادی دارکی دارم/داریم یا بر اساس تجربیات و دانسته هامون از تهدید ها و خطر های بیشتری آگاهیم..
همیشه دنبال پیدا کردن سبک شخصی خودم بودم،سبکی که من ساخته باشم،برای ادامه ی زندگی. اینکه چطور روز رو شروع کنم،با چه افکاری و در ادامه روز چه عقایدی رو یادآوری کنم.. این ی تمرین خوب برای ساختن سبک شخصی خودمه. اوه...بیا فقط آروم باشیم و خیلی راحت ادامه بدیم. اینجا همه چی قاطیه و قرار نیست وسواس خاصی درباره ش داشته باشم.
وقتی ی مدت طولانی وقتمو تو سوشال مدیا میگذرونم،مثلا دو سه ساعت پشت سر هم،بعدش ی حسی دارم مثل اینکه مغزم کثیف شده و باید بشورمش،ی حسی مثل وقتی که بخاطر تحرک زیاد لباست چروک میشه و اعصابتو خورد میکنه،یا ی حسی مثل وقتی که خوراکی تو میخوری و تموم میشه و بعدش دستت نوچ میشه و باید سریع تر بشوری.. برای تمام اینا راه حل هست ولی برای اون مغزی که انگار توش ی ماده چسبناک ریختن بعد کلی اسکرول کردن هیچ راه حل فوری ای نیست. انگار قیر چسبناک ریخته باشن تو مغزم. از شدت حجم اطلاعات بدردنخور و اضافی. لعنت به نت گردی و اسکرول کردن.
Midnight & Stars;
-
ولی شب زیادی عالی نیست؟ همه چی توی شب یجور دیگه ست.. درس خونده،خوراکی خوردن،بیرون رفتن،خوابیدن،حرف زدن با آدم مورد علاقه،ی گوشه نشستن و خیره شدن به بیرون از پنجره... شب زیادی perfect عه.. شب باعث میشه احساس کنم زندگی خیلی بیشتر زندگی عه و چه کارهای زیادی وجود داره که باید انجام بدم و غم و غصه ها یهویی چقد کوچیک میشن(البته تا وقتی سر شبه و به نیمه شب نرسیدیم💀)
اسکورپیو، ابسسدش شدیو خودتم نمیدونی چرا.