بزها میدان دید ۳۳۰ درجه ای دارند که بجز بخش کمی از پشت سرشان همه اطرافشان را میتوانند ببینند
علت دید وسیع بزها مردمک مستطیل شکل چشمهای آنهاست...
▪《● @MidonestiCom ●》▪
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گل زینیا (Zinnia) زیبا، اینگونه رشد میکند و باز میشود.
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
من منصوره هستم متولد ۶۷
عاشق #گردش و #سفرم و الان یک سفر طولانی شروع کردم که از همه ی لحظاتش براتون عکس و فیلم میذارم
از دوستم خواستم چند دقیقه لینکم رو براتون بذاره، تا الان ۱۵۰ هزار نفر تو کانالم عضو شدن 😳😳
👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
❌❌# بلاگر_سفر_ایتا 👆👆👆
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
❌❌.بچه ها
اگر از این کلیپ های# تمیزکاری و
# نظم دوست دارید و انگیزه و انرژی میگیرید این کانال هر روز میذاره 👇👇👇❤️
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
زودعضو بشید فقط ۱۰ دقیقه لینکش میذارم ❌🙏
.
نقشه جهان، اثر ابوریحانی بیرونی، ۱۰۲۹ میلادی، کتاب التفهیم
بالا: جنوب، سواحل آفریقا
محیط الشرقی: خلیج بنگال، اقیانوس آرام
بحر جرجان: کاسپین
محیط الغربی: اطلس
بحر شام: مدیترانه
بنطس: سیاه
بحر فارس: خلیج فارس
الصقالبه: اسلاوها
یاجوج وماجوج: شرق دور
الخزر: شمال کاسپین
اندلس: اسپانیا
▪《● @MidonestiCom ●》▪
خوب نگاه کنید! درواقع این تمام چیزی است که ما در حالت به ظاهر فیزیکی هستیم؛ بقیه اجزا تنها پوششی فریبنده است!
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🔴⚪️🔴⚪️🔴⚪️
#مــحـدود #فوری
🔴خرید اقساطی کوییک|ساینا بدون نیاز ضامن با تحویل فوری
⭐️| فقط با ماهی 13 صاحب کوییک شو|
🔻کلی ماشین قسطی اینجاس فرصتو از دست ندید👇🏻👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2863071512C3b7da0a8fc
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
🚨فوری و ر.سمی| ثبت نام لاستیک تعاونی آغاز شد
ثبت نام در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/joinchat/2863071512C3b7da0a8fc
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جاده زیبا و بی نظیر سوادکوه ( شیرگاه به زیرآب)⛰️
▪《● @MidonestiCom ●》▪
یکی از عجیبترین و مخوفترین سازههای طبیعی دنیا، زندان سلیمان هست.
به افراد روبروی گودال دقت کنید تا ابعادش دستتون بیاد
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
من گل پری دختر حاج رحیم مزرعه دارم که این روزها تو رویاهام به فکر جشن عروسی با پسرخاله هستم...فقط یه ماه مونده به پایان سربازی احمد و عروس شدن من...
روزگار بر وفق مرادم بود ، تا اینکه از بخت بدم برادرم پسر حاج غفارخان روستای زرآباد رو کشت و فرار کرد...😔
آدمهای خان با قشون به خانه ما حمله کردن و برادرم رو بردن و اینجا بود که پدرم تصمیم گرفت برای نجات جان پسرش و باز شدن طناب دار از گردن برادرم ، من عروس خونبس شوم😱
ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیاد تا به خودم اومدم جلو در عمارت حاج غفار سالاری بودم ... وقتی وارد حجله پسرخان شدم ، خانزاده تصمیمی گرفت که از شنیدنش قالب تهی کردم او قصد داشت ...😭😭
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/508036779C51454204a2