هدایت شده از IDK (宮殿 Snakes)
سوفیا توی یه ماموریتی چشمشو از دست میده(الهی بمیرم) با اینکه نشون نمیداده واقعا خیلی براش اذیت کننده بوده این داستان، تا یه مدتی که سوفیا درمان بشه هاینریش اصلا نمیره پیشش چون درگیر احساسات متناقضه چون خیلی به احساسات و اینچیزا اعتقاد نداره کلا از زن ها هم خوشش نمیاد خیلی اما بالا هم گفتم تنها زنیه که هاینریش رو عصبانی نمیکنه.
خلاصه ایشون واقعا نمیدونه چجوری زنی که حداقل کمی بهش اعتماد داره رو دلداری بده میگیره با یه خنجر چشم خودشو نابود میکنه(زخمشم که روی صورتش مشخصه) و خب البته چشمش کور میشه و در حد سوفیا نیست اما خب توان برادر همین بود🙏🏽. (سوفیا نمیدونه زخم روی صورت هاینریش کار خودشه اینم ذکر کنم حتی به ذهنشم خطور نمیکنه ، البته که میدونه هاینریش آدمیه که هیچوقت مبارزه هاش به صورتش آسیب نمیزنن خصوصا با وجود مارها اما خب شکش همیشگی میمونه و جوابی نداره)
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
سوفیا توی یه ماموریتی چشمشو از دست میده(الهی بمیرم) با اینکه نشون نمیداده واقعا خیلی براش اذیت کننده
چه باحاللل خیلی از خودگذشتگی قشنگی بود