🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
خب...شاید من دارم یه نمایش کوچولو برات اجرا میکنم تا نتونن بیشتر از قبل بهم آسیب بزنن...
چون...
در اعماق وجودم...
من این ویژگی های مثبتی که میبینی رو ندارم...
من هیچوقت بامزه نبودم...
هیچوقت واقعاً خودمو دوست نداشتم...
تازه اونقدرا هم خوب و معصوم نیستم...
و اون ویژگی های منفی رو هم ندارم...
هیچوقت خودخواه نبودم...
هیچوقت توی سرم مثل بچه ها رفتار نمیکنم...(بیرون از سرم؟ راستش فقط مجبورم...)
هیچوقت از ته دل ناراحت نمیشم و نمیخوام قهر کنم...
ولی خب...مجبورم...
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
وایسا من مجبور نیستم مثل یونیک نقطه بذارم... آره؟
وای...مثل اینکه نمیتونم...منم عادت کردم🗿
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
خلاصه که... میخوام ورژن واقعیمو نشونتون بدم... نه ورژن بامزمو.
اون ورژن جاش توی داستانا و رول پلی هاست.
از پوست یه شکلات خوشم اومد و خوردمش...
خیلی بدمزه بود اما من همچنان تو دهنم نگهش داشتم و فکر کردم شاید باید زمان بگذره تا خوشمزه بشه...
و...
مسموم شدم.
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
از پوست یه شکلات خوشم اومد و خوردمش... خیلی بدمزه بود اما من همچنان تو دهنم نگهش داشتم و فکر کردم شا
من درباره ی شکلات صحبت نمیکنم...
(شایدم میکنم... خدا میدانه...)