من عاشق اون لحظه ای م که بعد ۱۲ساعت راه میرسیم دم خونه
درو باز میکنیم ماشین ببریم تو حیاط و مامان جونمو در قاب در میبینم که منتظر ما هستن
با یه شوق و دلتنگی طول حیاط رو طی میکنم تا برسم به آغوش گرم و دلچسب مادربزرگم..:))🫀
یکی بهم گفت دوستاتو معرفی کن🙃
منم گفتم بگم از دوستام براتون..:
خب از قدیمی ها شروع کنیم
اسم مستعارشو میزارم استاد ،فاطمه خانوم
چهار سالی میشه که باهاش رفیقم
آشنایی مون هم تو مسجد بود🥲(H)
بعدش میرسیم به هم زادم ریحانه خانوم
که تو یه روز یه ماه و یه سال بدنیا اومدیم😁🍬
و آرزو خانم
که سال هشتم باهم آشنا شدیم
آرزو خانم خیلی دختر گلیه و از همه جهت محشره
زیبا مهربون دوست داشتنی عشق خلاصه همه چی
کلا به فرشته بودن معروفه
اصلا اینجوری بگم که هیچ جا نمیتونید مثلش رو پیدا کنید
طی یه فاصله زمانی کوتاه بعدش با
عشقم و هم گلم و حانیه جون آشنا شدم
و شدیم یه اکیپ پنج نفره...
که من دیگه نمیگم بهشون دوست میگم«رفیق»👆🏻
و سال نهم با رقیه خانوم و خیلی های دیگه دوست شدم
امسال هم با تربچه یا زینب خانوم افتخار آشنایی و دوستی داشتیم😁
بعدش هم فرمانده مملکت😎😂
دوتا راس کراش بودن مدرسه مون😂👆🏻
البته از زهرا خانم هم نمیشه چیزی نگفت😌😁
شاعرمون تشریف دارن😋
خب اینا از دوسِتانم🫂
میرسیم سراغ عروس خانم یه عشق دیگه ی من
حالا کی هستن،کجا هستن بماند😁
𝓜𝓲𝓻𝓪𝓬𝓵𝓮 ☫
یکی بهم گفت دوستاتو معرفی کن🙃 منم گفتم بگم از دوستام براتون..: خب از قدیمی ها شروع کنیم اسم مستعارش
قابل توجه رفیق های گارام
کسانی که تو این لیست قرار دارن همشون رفیق ن خبببب😐
حالا چون اون وسط اون جمله اومد تو ذهنم دلیل نمیشه که بالایی و پایینی جزوش نباشن😐