خطبهی اول نهجالبلاغه: خطبه در ابتداى آفرينش آسمان و زمين و آدم
﴿فَمِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَذْكُرُ فِيهَا ابْتِداءَ خَلْقِ السَّماءِ و الاَْرْضِ وَ خَلْقِ آدَم، وَ فيها ذِكرُ الْحَـجِّ﴾
— از خطبه های آن حضرت است که در آن ابتدای آفرینش آسمان و زمین و آدم را توضیح میدهد و یادی از حج میکند
﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ.﴾
— خدا را سپاس که گویندگان به عرصۀ ستایشش نمیرسند و شمارهگران از عهدۀ شمردن نعمتهایش برنیایند و کوشندگان حقّش را ادا نکنند؛
﴿الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ.﴾
— خدایی که اندیشههای بلند او را درک ننمایند و هوشهای ژرف بهحقیقتش دست نیابند؛
﴿الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ.﴾
— خدایی که اوصافش در چهارچوب حدود نگنجد و به ظرف وصف درنیاید و در مدار زمان معدود و مدّت محدود قرار نگیرد.
﴿فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ.﴾
— با قدرتش موجودات را آفرید و با رحمتش بادها را وزیدن داد و اضطراب زمینش را با کوهها مهار نمود.
﴿أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ. لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ.﴾
— آغاز دین شناخت اوست و کمال شناختش باور کردن او و نهایت از باور کردنش یگانه دانستن او، غایت یگانه دانستنش اخلاص به او و حدّ اعلای اخلاص به او نفی صفات (زائد بر ذات) از اوست، چه اینکه هر صفتی گواه این است که غیر موصوف است و هر موصوفی شاهد بر این است که غیر صفت است.
﴿فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ.﴾
— پس هر کس خدای سبحان را با صفتی وصف کند او را با قرینی پیوند داده و هر که او را با قرینی پیوند دهد دوتایش انگاشته و هر که دوتایش انگارد، دارای اجزایش دانسته و هر که او را دارای اجزاء داند، حقیقت او را نفهمیده و هر که حقیقت او را نفهمد، برایش جای اشاره پنداشته و هر که برای او جای اشاره پندارد محدودش شمرده و هر که محدودش بداند چون معدود به حسابش آورده
﴿وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ.﴾
— و کسی که گوید: در چیست؟ حضرتش را در ضمن چیزی درآورده و آنکه گفت: بر فراز چیست؟ آن را خالی از او تصوّر کرده.
﴿كَائِنٌ لَا عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لَا عَنْ عَدَمٍ مَعَ كُلِّ شَيْءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْءٍ لَا بِمُزَايَلَةٍ فَاعِلٌ لَا بِمَعْنَى الْحَرَكَاتِ وَ الْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لَا مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لَا سَكَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لَا يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ.﴾
— ازلی است و چیزی بر او پیشی نجسته و نیستی بر هستیاش مقدّم نبوده؛ با هر چیزی است ولی منهای پیوستگی با آن و غیر هر چیزی است اما بدون دوری از آن؛ پدیدآورندۀ موجودات است بیآنکه حرکتی کند و نیازمند بهکارگیری ابزار و وسیله باشد؛ بیناست بدون احتیاج به منظرگاهی از آفریدههایش، یگانه است چراکه او را مونسی نبوده تا به آن انس گیرد و از فقدان آن دچار وحشت شود.
— — — — —
#Nahj_alBalagha | #نهجالبلاغه
منبع
هدایت شده از 🎭... Aurora.Mikaelson.
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما دیده بشه!تا اخر. توضیحات کامل هم داده شده.
منطقی باشیم خدایی.
یه چیزی به ذهنم رسید که شاید بهتر باشه به هممون یادآوری بشه...
قهرمان اصولا از دید داستانی، شخصی محسوب میشه که پیرو زیاد داشته باشه...
الان اینجا با خودت میگی «خب توی فلان انیمه و فیلم و کتاب اینهمه مثال نقض هست که قهرمان تنها بوده و شرورها پیرو زیاد داشتن». در جوابت، باید از داستان خارج بشیم و بریم سراغ نظر همون آدمای واقعی.
اکثر کاراکترهای قهرمان کسایی هستن که بخاطر سیر فکری و مسیری که پیش گرفتن مورد قبول واقع میشن. در واقع کاراکترهایی که به طور کلی به عنوان یه ناظر با مسیرشون مخالف نیستی؛ صرفا بسته به شخصیتشون ممکنه باهاشون به مشکل بخوری.
و راجع به شرورها... اونا ممکنه در دنیای خودشون منفور یا محبوب باشن؛ ولی اکثرا در چشم بیننده منفورن (شایدم بهتره بگیم باید باشن...؟!).
این اواخر بخاطر خیل عظیمی از نویسندهها که سعی در انسانی جلوه دادن مشکلات اشخاص شرور کردن، باعث شدن که قبح کارهای اونها کم بشه یا از بین بره.
ولی موضوع اینه که نویسندهها پر هم بیراه نمیگفتن...
طبیعتا ما امروزه میدونیم که بیماریهای روانی میتونن منشأ محیطی هم داشته باشن؛ یعنی همین حرف که میگه: «شرورها شرور به دنیا نمیان، بلکه اینطور ساخته میشن.» و ممکنه این کار توسط خود جامعه صورت بگیره. در واقع «ممکنه» لغت درستی نیست... به احتمال خیلی خیلی بالا بازخوردی که از محیط و جامعه دریافت کردن باعث میشه دچار آسیبهای روحی-روانی بشن.
هر چند... تمام شرورها اشخاصی نیستن که آسیب روانی دیدن و انتقام میگیرن یا دیگه براشون مهم نیست آسیب بزنن؛
ممکنه اشخاصی باشن که به چشم محبت کردن و از دید خیرخواهی به ما آسیبهای جبرانناپذیری وارد کنن که هیچ آدم روانی یا مریضی نمیتونه همچین کاری بکنه.
و متاسفانه اینجور اشخاص توی واقعیت بیشتر هم هستن.
با اینکه با این حرف که میگه «با هر کسی مشکل پیدا کردی از زندگیت حذفش کن» موافق نیستم... اما وقتی از کسی آسیب دیدی، فاصلهات رو ازش حفظ کن، همه لایق احساسات و رازهای شما نیستن؛ و حتی اگه تغییر هم کرده باشن، احترام شما به خودتون باید باعث حفظ اون فاصله بشه...
آدمای خوبی شدن؟ باشه. ولی آدمای دیگهی زیادی اون بیرون هستن که الان بتونن باهاشون ارتباط بگیرن.
پس در واقع... چیزی که میخوام بگم اینه:
ببخش؛ چون روح خودت بهش نیاز داره. اما فراموش نکن؛ چون اونی که تا آخر همراهت میاد فقط خودتی.— — — — — #Things_you_need_to_hear
هدایت شده از ✯𝚆𝚘𝚘𝚍𝚎𝚗 𝚋𝚘𝚘𝚔.
_بریدههاییازکتاب
«بشر منبع شر در این جهان است. ما ویروس خودمان هستیم.»
#لاشهلطیف
هدایت شده از 🎭... Aurora.Mikaelson.
همه آدمها با هم برابرند
اما پولدارها محترمترند!
اما دخترها پر طرف دارترند،
اما بچه ها واجب ترند،
اما خانمها مقدم ترند!
اما سفیدها برترند و سیاها بدبخت ترند،
البته تبعیضی در کار نیست؛
در کل همه آدمها با هم برابرند،
اما بعضی ها برابرترند...!
📕 قلعه حیوانات
﴿خلق العالم﴾
اول: آفرینش جهان
﴿أَنْشَأَ الْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً بِلَا رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لَا تَجْرِبَةٍ اسْتَفَادَهَا وَ لَا حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لَا هَمَامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فِيهَا.﴾
— بیسابقۀ ماده و موادْ، موجودات را لباس هستی پوشاند و آفرینش را آغاز کرد، بدون بهکارگیری اندیشه و سود جستن از تجربه و آزمایش و بیآنکه حرکتی از خود پدید آورد و فکر و خیالی که تردید و اضطراب در آن روا دارد.
﴿أَحَالَ الْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ -لَاءَمَ- لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا.﴾
— مخلوقات را پس از به وجود آمدن به مدار اوقاتشان تحویل داد و بین اشیاء گوناگون ارتباط و هماهنگی ایجاد کرد، ذات هر یک را اثر و طبیعتی معیّن داد و آن اثر را لازمۀ وجود او نمود،
﴿عَالِماً بِهَا قَبْلَ ابْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ انْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا.﴾
— در حالی که به تمام اشیاء پیش از به وجود آمدنشان دانا و به حدود و انجام کارشان محیط و آگاه و به اجزاء و جوانب همۀ آنها عالم و آشنا بود.
﴿ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ الْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ الْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ الْهَوَاءِ فَأَجْرَى فِيهَا مَاءً مُتَلَاطِماً تَيَّارُهُ مُتَرَاكِماً زَخَّارُهُ.﴾
— سپس خدای سبحان جَوها را شکافت و اطراف آن را گشود و فضاهای خالی در آن ایجاد کرد. آنگاه آبی را که امواجش درهمشکننده و خود انبوه و متراکم بود، در آن فضای بازشده روان ساخت.
﴿حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ الرِّيحِ الْعَاصِفَةِ وَ الزَّعْزَعِ الْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ الْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِيقٌ وَ الْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِيقٌ.﴾
— آن را بر پشت بادی سخت وزان و جنباننده و برکننده و شکننده بار کرد؛ به آن باد فرمان داد تا آب را از جریان بازدارد و آن را بر نگهداری آب چیره کرد و باد را برای حفظ حدود و جوانب آب قرین گماشت. فضا در زیر باد نیرومندْ، گشاده و باز و آب جهنده بالای سر آن در جریان؛
﴿ثُمَّ أَنْشَأَسُبْحَانَهُ رِيحاً اعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَافَأَمَرَهَا بِتَصْفِيقِ الْمَاءِ الزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ الْبِحَارِ.﴾
— سپس باد دیگری به وجود آورد که منشأ وزش آن را مهار کرد و پیوسته ملازم و تحریک آبش قرار داد و آن را به تندی وزانید و از جای دورش برانگیخت؛ آن را به بر هم زدن آب متراکم و برانگیختن امواج دریا فرمان داد.
﴿فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِتَرُدُّ أَوَّلَهُ -عَلَى- إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ -عَلَى- إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ.﴾
— بادِ فرمان یافته آب را همچون مشک شیر که برای گرفتن کره بجنبانند به حرکت آورد و آنگونه که در فضای خالی میوزد، بر آن سخت وزید؛ اولش را به آخرش و ساکنش را به متحرکش برمیگرداند تا آنکه انبوهی از آب به ارتفاع زیادی بالا آمد و آن مایۀ متراکم، کف کرد؛
﴿فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ -يَنْتَظِمُهَا- يَنْظِمُهَا.﴾
— آنگاه خداوند آن کف را در هوای گشاده و فضای فراخ بالا برد و آسمانهای هفتگانه را از آن کف ساخت؛ پایینترین آسمان را بهصورت موجی نگاه داشته شده و بالاترین آن را بهصورت سقفی محفوظ و طاقی برافراشته قرار داد، بدون ستونی که آنها را بر پا دارد و بی میخ و طنابی که نظام آنها را حفظ کند.
﴿ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِراجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنِيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ.﴾
— آنگاه آسمان را به زیور ستارگان و روشنی کواکب درخشان آرایش داد و آفتاب فروزان و ماه تابان را در آن فلکی که گردان و سقفی روان و صفحهای جنبان بود روان ساخت.
— — — — —
#Nahj_alBalagha | #نهجالبلاغه
منبع
هدایت شده از ✯𝚆𝚘𝚘𝚍𝚎𝚗 𝚋𝚘𝚘𝚔. محافظ
582.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی ارزششو نداره پاشو کتاب بخر💆🏻♀💸.
#video
An old library in Paris🦉>>
808.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیلی زدن تو بقیه گیما:
اینو بزن، اونو بکش.
دیلی زدن تو زنلس: ☕️
— — — — —
#Zenless_Zone_Zero | #ZZZ
از کانال تلگرامی: @ZenlessZero_IR
هدایت شده از لارا | lara
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این واسه اونایی که شبا کتاب میخونن ساخته شده🛐
*میخوامممممم
𝐣σ𝐈Ň 📔 ↳@lara_book