الکاظمے این را بدان ...!!
یجورایـے به در گفتیــم دیوار بشنـوه...!!
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روز جدایی بحرین از خاک ایران...!!
اعتراض و گریه نماینده مجلس شورای ملی به جدایی بحرین از خاک ایران...!!
هویدا نخست وزیر پهلوی: بحرین دختر ایران بود که شوهر کرد و رفت...!!!
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
مـیــثــــاق
شور و شوق زاید الوصف ! ❇️بعد از انکه عثمان کشته شد ، مردم مدینه در مسجد جمع شدند و گفتند :حال که عث
🔰در قضیه ی خلافت عمر، ابوبکر عمر را نصب کرد، و مسئله ی انتخاب و شورا و مشورت نبود. ابوبکر وصیت کرد که بعد از من با عمر بیعت کنید!
🔰وصیت ابوبکر را خواندند و گفتند که ایشان دستور دادند که ما با جناب عمر بن خطاب بیعت کنیم. مردم هم چون دستور خليفه بود، بیعت کردند.
🔰در قضیه ی خلافت عثمان، شورای ۶ نفری تشکیل شد. ۶ نفر نشستند و بحث کردند و بالاخره عبدالرحمن بن عوف، عثمان را بر علی بن ابی طالب (عليه السلام) ترجیح داد.
🔰 بعد به مردم گفتند: شورای ۶ نفره ای که جناب عمر معین کرده بودند، عثمان را به خلافت تعیین کرد. باز مردم آمدند بخاطر شورا و بخاطر امر عمر با عثمان بیعت کردند.
🔰اما تا زمان علی بن ابی طالب (عليه السلام) چنین چیزی پیش نیامده بود که خود مردم بیایند در مسجد و بدون اینکه کسی به اینها خط بدهد و یا یک نیروی زور بالای سرشان باشد، یا تبلیغات خاصی شده باشد، خود مردم از روی دل و رغبت یک نفر را انتخاب بکنند. این فقط در مورد امیرالمؤمنین (علیه السلام) پیش آمد.
🔰بعد از آنکه مردم با آن شور و شوق تصمیم گرفتند با علی بیعت کنند، همه به طرف منزل امير المؤمنین حرکت کردند. تمام کوچه ها و راهها مملو از جمعیت شد.
🔰 امیرالمؤمنین از خانه بیرون آمد. دستش را گرفتند که ما میخواهیم با تو بیعت کنیم، حضرت دستش را عقب کشید. اصرار کردند.حضرت گفت: من قبول نمیکنم. فریاد مردم بلند شد که یا علی ما را تنها مگذار و قبول کن!
📒نقش نگار /امام خامنه اے
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
5.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ رهبر ایران قطعا به دنبال انتقام ترور ژنرال سليمانی است، پرسش چگونگی این انتقام است...
#ضربه_متقابل
#انتقام_سخت
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
مـیــثــــاق
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃 🍂خون دلی که لعل شد زندگینامه مقام معظم رهبری 🍂 فصل هشتم قسمت صد و دو دیدار با امام پس از
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🌿
🌿خون دلی که لعل شد
زندگینامه مقام معظم رهبری
🌿 فصل نهم قسمت صد وسه
شکست مضاعف
🌿 در آغاز سال ۱۳۴۶ مجددا بازداشت شدم به زندان افتادم این سومین زندان من بود آن سال برای اسلام گرایان ایران یکی از سالهای دردآور بود چون رژیم در آن سال بر روحانیون خیلی سخت گرفت
🌿 چند روز پیش از بازداشتم حاج آقا حسن قمی که از علمای بزرگ آن روز مشهد بود و امروز هم بحمدالله در قید حیات است(ایشان در ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ دعوت حق را لبیک گفتند) بازداشت و به زابل تبعید شده بود در همین سال بود که شکست ژوئن و فاجعه جنگ شش روزه رخ داد و دل مومنان را جریحه دار کرد.
🌿آنچه در ایران دل های ما را بیشتر جریحهدار میکرد دستگاه تبلیغاتی کینه توز و شماتتگر رژیم بود که مرتباً از آنچه بر سر عموم اعراب و به ویژه عبدالناصر آمده بود اظهار خوشحالی میکرد نوشته های امیرانی در مجله خواندنیها را فراموش نمیکنم!
🌿 من در بازداشتگاه مقالات این مرد کینهتوز را می خواندم لحن شماتت آمیز و ابراز شادمانی صریح او از شکست فاجعه باری که رخ داده بود به گونهای بود که دل همه اسلام خواهان و عموم مردم مسلمان ایران را به درد میآورد.
🗒ادامه دارد....
🌿@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آدم سیر، آدم گرسنه را دیوانه میپندارد...!!
رئیسِ دیوان عالی کشور: کسی که در رفاه و آسایش هست، درد اون فقیر و بیچاره را احساس نمیکنه...!!
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
مـیــثــــاق
🎇°•○●﷽●○•°🎇 ✨هر روز یک صفحه با کتاب حسین پسر غلامحسین✨ 🌺زندگینامه شهیدی که حاج قاسم وصیت کرد در ک
🎇°•○●﷽●○•°🎇
✨هر روز یک صفحه با کتاب حسین پسر غلامحسین✨
🌺زندگینامه شهیدی که حاج قاسم وصیت کرد در کنار او دفن شود.🌺
🍃 قسمت بیست و یکم
💫 شهادت فرامرز (ناصر)
حرف هایش تمام شد، دوست داشتم با تمام وجود بلندبلند گریه کنم. هوا بسیار سرد بود، با اینکه یخ کرده بودم توی خانه بند نمی شدم. حدود ساعت یازده شب محمد حسین، خسته و کوفته، با سر و وضعی آشفته، در حالی که فقط یک زیر پیراهن تنش بود، وارد خانه شد. وقتی از او سؤال کردم: «هوای به این سردی، این چه وضعی است؟ »
گفت: «مجبور بودم برای اینکه شناسایی نشوم، لباسم را در بیاورم.)
انیس از محمد حسین جویای احوال همسرش شد، اما او هیچ اطلاعی نداشت. بی تابی و دل نگرانی خانواده سبب شد آن شب غلام حسین و بچه ها تا پاسی از شب به همه بیمارستان ها سر بزنند، اما هیچ نشانه ای از او پیدا نکردند. آن شب تا صبح خواب به چشمم نیامد. دیدن انیس و بچه هایش قلبم را به درد می آورد. خدایا چه اتفاقی افتاده؟ خدایی ناکرده او... آنها هر دو جوان هستند. امکان دارد کاشانه شان از هم پاشیده شود. تا صبح در همین اوهام به سر کردم. صبح روز بعد در خانه به صدا در آمد و من فهمیدم اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد.
آقایی گفت: «تشریف بیاورید کلانتری جنازه آقای دادبین را تحویل بگیرید.»
با شنیدن این خبر، اشک از چشمانم سرازیر شد. خاطرات شیرین دامادمان، مثل فیلم از جلوی چشمانم می گذاشت. لبخندها و متانت کلام دیروزش آخرین خاطره برای من بود. باورش خیلی سخت بود و از آن سخت تر اینکه چطور این خبر را
به دخترم بدهم. چیزی نگذشت که نه تنها او ، بلکه همه اعضای خانواده خبردار شدند. بهشت کوچک ما جهنمی شد که دل همه را می سوزاند. صدای گریه بچه های او نمکی بود که روی زخم دلم پاشیده می شد. ضجه
های انیس مثل پتک بر سرم کوبیده می شد. بار تنفر از حکومت ظالم شاهنشاهی در دلم جوانه زد و روز به روز بزرگ و بزرگ تر شد. 💫
ادامه دارد 🖋️
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
گرچہ با ماسڪ...!"
تماشاے رُخش ممکن نیست...!!
غم مخور دل...!!
ڪہ پسِ ابر نمےماند ماه...!!
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
۲ مرداد ۱۳۹۹
🔴فتوای مفتی اهل سنت عراق درباره ضرورت اخراج نیروهای اشغالگر
شیخ «مهدی الصمیدعی» اخراج نیروهای اشغالگر از خاک عراق را ضروری دانست و گفت: هر کدام از نمایندگان اهل سُنت چنانچه به خروج نیروهای اشغالگر از عراق رأی ندهد به مذهب سنُی و عراق خیانت کرده است.
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹
۲ مرداد ۱۳۹۹
🚨🚨تعرض گستاخانه ی جنگنده های اسرائیلی به هواپیمای مسافربری ماهان در آسمان سوریه
انتقام تک تک این لحظات را خواهیم گرفت...!!
@Misaagh_Amin
۲ مرداد ۱۳۹۹