eitaa logo
𝙼𝚘𝚘𝚍 :)!
136 دنبال‌کننده
604 عکس
184 ویدیو
4 فایل
-مگه اشڪ چقدر وزن داره که آدم با گریه کردن انقدر سبک میشه:)! تـولد : 20 آبان سٰاعت 20"20
مشاهده در ایتا
دانلود
مطمعنم اگه مغزم پا داشت از این‌همه حرفی که بهش میزدم فرار میکرد. دنیای‌جهنمی‌من
بعضی وقتا لحظه‌هایی تو زندگی پیش میاد که فقط فرار به جاییه که کسی ما رو نشناسه می‌خواستیم. دور شدن از محل زندگی و دیدن اشخاص جدید و ناآشنایی که احساس بهتری میدن، تجربهٔ قشنگیه و مثل تولد دوبارهٔ روح میمونه... برای همینه که ما به سفر، دور شدن، در دسترس نبودن و آرامش غلیظ به رنگِ دوری نیاز داریم...
میگفت بودنت بویِ نون سنگك تازه‌یِ صبح جمعه رو میده ، بوی چوب سوخته‌ی وسطِ جنگل ، بودنت صدای بارون روی شیروونی چوبی رو میده ، صدای خنده‌ی بچه واسه خوشحالی کارنامه ، میگفت بودنت بوی وانیل و شکلات داغ میده وسط یه روز سرد زمستون ، بوی کولر آبی همراه یه کاسه آلوچه‌ی نمك زده وسط گرمای تابستونツ!🍋🌸 پ.ن:تو این رفتنا و نموندنا..شما بمونید و نرید:)
۲۰:۴۵:خواببم میاد ۲۱:۱۷:خوابم میاد ۲۲:۵۷:خوابم میاد ۲۳:۲۹:خوابم میاد ۰۰:۴۶:برم بخوابم ۱:۱۳:خوابم نمیبره ۲:۳۳:خوابم نمیبره ۳:۲۶:خوابم نمیبره ۴:۳۰:خوابم نمیبره ۶:۰۰:باید بیدار شم ۶:۰۲:خوابم میاد
یه جا نوشته بود: آدم گاهی آنقدر تنها می‌‌شود و با خودش حرف می‌‌زند؛ که تبدیل می‌‌شود به دو نفر ! من الان هفت،هشت نفرم ..
مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید شوهر خوب مگر گیر کسی میاید😂😂 ( خواهر حافظ )😂😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌
‍ معلم:امتحان اصلا سخت نیس! امتحان:تعداد نقطه‌های سیاه و سفید را محاسبه کنید؟ 😂😐
بعضی شبا همه ی دردات، دلتنگی هات، دلشکستگی هات روی سرات خراب میشن طوری که خواب ازت فرار میکنه جاش یه بغض سنگین و یه لیوان آب سرد میشه همراه دلگیری هات توی تاریکی اتاق، به نور ماه که از پنجره میخوره توی صورتت زل میزنی هی فکر میکنی... هی فکر میکنی... بعضی شبا با مشت میکوبی به سرت، بخاطر دردایی که نمیتونی با هیچکس در میون بزاری چون هیچکس توی دنیا نیست که بتونه اونا رو از خاطرت پاک کنه. بعضی شبا میگی خدایا چرا من؟ چرا من؟ چرا من؟... بعضی شباجوری سخت صبح میشن، که فقط میگی خدایا! خسته شدم:)
رفته ﺑﻮﺩﻡ ﺳﻮﭘﺮﻣﺎﺭﮐﺖ ﭼﯿزی ﺑﺨﺮﻡ . . یه یارو اومد ﺩﺳﺖ ﮔﺬﺍشت ﺭﻭ ﭘﻔﮑﺎ گفت : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺍﺯﯾﻦ ﭘﻔﮑﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ فروشنده ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ یارو ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ یارو هم ﮔﻔﺖ ﻣﺮﺳﯽ ﻭ ﺭﻓﺖ فروشنده با لبخندی ملیح از دنیا رفت!!!
خب از توانایی هات بگو من: