بعضی وقتا دلم میخواد مغزمو از سرم در بیارم بذارم جلوم، بهش بگم:" میشه انقد فکرو خیال نکنی؟ میشه انقد به آدمایی که رفتن فکر نکنی.
اونا تنهات گذاشتن، تنهاشون گذاشتی.
پس انقد نشین به رفتنشون فکر نکن، چون داری به من آسیب میزنی.
قوی بودن به این نیس ک دردی داری به کسی نگی بریزی تو خودت
قوی بودن اینه تو شرایط سخت امید داشته باشی و تلاش کنی واسه هدفت
قوی بودن اینه به حرف بقیه توجه نکنی و فقط کارت و هدفت رو ادامه بدی
قوی بودن اینه ک واسه کسایی باشی ک واقعا میخوانت
قوی بودن به این نیس دردی داشتی بریزی تو خودت
و خودت و مجبور کنی ک درون گرا شه
قوی بودن این نیس ک خودتو مجبور کنی کسی باشی ک خودت دوست نداری طرز فکرا باید عوض شه!
یقمو گرفت...
کوبید تو سینم...
واسه همه کارام داد زد سرم...
کوبید تو سینم...
خسته شد...
فقط نگاهش میکردم...
سکوت کرده بودم...
حق داشت...
دخترک روحم رفت تو اتاق تنهاییش...
تو تاریکی...
میترسه از تاریکی...
اما کارایی ک باهاش کردم و مردم سرش آوردن ترسناک تره...
از من..
از دنیام
از ادمایه دنیام
میترسه...
رفتم سمتش..
دور شد ازم..
کز کرد یه گوشه..
خواستم نوازشش کنم..
میلرزید..
نگاهم نمیکرد..
خوراکی خریدم براش..
چراغ روشن کردم براش..
اتاقش رو خوشگل کردم..
اما نه دلش باهام صاف نشد..
چراغ رو خاموش کرد..
خوراکی هارو نخورد..
حق داشت نه؟..
ترسونده بودمش..
از خودم..
از همچی.
ولی داشتن آدمی که بهت انگیزه میده قشنگه.
داشتن آدمی که هواتو داره قشنگه.
داشتن آدمی که تو رو متفاوت میدونه قشنگه.
داشتن آدمی که پا به پای حرفات میشینه قشنگه.
داشتن آدمی که باورت داره قشنگه.
اما از دست دادنش زشت ترین چیزیه که میتونی تجربه کنی.
شما هیچوقت تفاوت بغض با گریه رو درک نمیکنید!
یک دختر جوری بغض میکنه که شما حتی تو گریهاتونم نمیتونید جبرانش کنید!
اینع بغض دختر!
از بچگی یاد گرفتیم که روی درخت اسم و یادگاری ننویسیم، چون موجود زنده است.
ولی هیچوقت، هیچکس به ما نگفت که اگه موندنی نیستیم، رو قلب آدما یادگاری نذاریم. شاید اون قلب، بخواد بعد از ما هم زنده بمونه!
ما آدما خیلی عجیبیم!
از محبتهای یکی فرار میکنیم و خودمونو پرت میکنیم زیر غرور یکی دیگه :)
"بعد اولین دروغی که ازش میشنوی، همه واقعیتای قبل و بعدش مشکوک میشن"
اینو آویزهی گوشتون کنید تا با یه دروغ نرینید تو همچی ..
ای کاش ادم این آپشنو داشت که وقتی ناراحت بود و کسی ازش میپرسید چی شده؟! دستش رو میذاشت روی قلب طرف و تمام چیزایی که حس کرده بود رو بهش منتقل میکرد. واقعا گاهی کلمات برای بیان احساسات ادم کافی نیستن..
مودم طوریه که میخندم..اما یهو ساکت میشم
مودم طوریه که میخوام اهنگ گوش بدم نمیتونم
مودم طوریه که میخوام تنها باشم تو تاریکی اما میترسم
مودم طوریه که میخوام کتاب بخونم نمیشه
مودم طوریه که خوابم میاد اما نمیاد
مودم طوریه که معلوم نیسم خوبم یا ن
مودم طوریه که خودمم نمیدونم چه مرگمه
مودم طوریه که میخوام کتاب بخونم تو یه آغوش گرم تاریکی..
اما نیس...