«... و تهِ قصهی من این بود که هیچوقت نذارید نمرهها، آدمها یا حتی قضاوتهای عجولانه، روی باورهاتون خط بکشن. اگه امروز توی چیزی ظعیف هستی، اون ضعف ارزش تورو تعیین نمیکنه؛ فقط معنیش اینه که خورشیدِ استعدادِ تو داره از یه پنجرهی دیگه میتابه.
مثلا برای من این بود که همون سال معلمم انشام رو بهترین انشای کلاس معرفی کرد یا مدرسمون من رو به مسابقات خط فرستاد و برنده شدم. یا اینکه بچه های کلاسمون سر کلاس دفتر انشاشونو میدادن به من و من چندین انشای مختلف برای یک موضوع براشون مینوشتم.
پس بگرد و اون پنجره رو پیدا کن و بیا به جای دیدنِ نقصهامون، برای استعدادهایِ پنهان هم وقت بذاریم. شاید همون بچهای که امروز حالش از درس خوب نیست، فردا با هنرش دنیا رو جای قشنگتری کنه. مگه نه؟
هدایت شده از دریچه خیال
چون غم دل با خود او گفتم شعر ها ساخته شد
بیت های ویرانه ام آزاده شد