دیدم،واو دیدم.بالاخره خوابشو دیدم ـ
خیلی زیبا بود، خیلی جوون شده بود` صورتش بازم مهربون بود،وقتی که نزدیکتر رفتم متوجه شدم که اون شخص رو من چندین بار قبلاً توی خواب دیدم. اگر میتونستم میخواستم برم بغلش باهاش صحبت بکنم چون بعد از چند سال اولین دیداری بود که زنده دیدمش، اما ـ اما از خواب بیدار شدم.»
شده تا حالا انقدر گرمتون باشه که خیلی یهویی برید سمت یخچال و یا فریزر درشو وا کنید و سعی کنید خودتون توش جا بدید؟ اوم ، اره ـ دقیقاً همین حالا تو اون وضعیتم.)