https://eitaa.com/ZedSlaughterhouse/8836
وای دقیقاً.
اما شانس یکم این دفعه دیر اقدام کردم.
https://eitaa.com/ZedSlaughterhouse/8877
داری امتحان میکنی فرد جدیدی که اومده چه واکنشی نسبت بهش نشون میده؟(استیکر خنده)
از بچگی عاشق اون درخت شاتوته توی حیاط مسجد بودم. نه آبی بهش میرسید نه چیزی بهش میرسید خیلی کم پیش میومد مگه بارون بیاد کسی حواسش بهش نبود اما منبع تغذیهای ما وقتی که بچه بودیم بود.
مــــن ؛
از بچگی عاشق اون درخت شاتوته توی حیاط مسجد بودم. نه آبی بهش میرسید نه چیزی بهش میرسید خیلی کم پیش
با وجود اینکه زیاد بهش نمیرسیدن ولی همیشه پر شاتوت بود، همیشه.
یادمه بچه که بودیم پسرهای محله همیشه میرفتن بالا و شاخهها رو میآوردم پایین و ما هم شاتوت میچیدیم و کلی کیف میکردیم؛خیلی تلاش کردم بتونم از اون درخت بالا برم ولی هیچ وقت نتونستم حسرتش هنوزم مونده رو دلم.
تا امروز که داشتم رد میشدم و دوباره چشمم به اون درخت افتاد ـ
سه تا بچه کوچیک که یا پیش دبستانی بودند یا کلاس اول و دوم دوچرخههاشونو پارک کرده بودن کنار درخت و رو درخت نشسته بودند و داشتن شاتوت میخوردن کل اتفاقات بچگیم از جلو چشمام رد شد.
منم رفتم یه چند تا توت چیدم،تا اخر عمر عاشق شاتوتی که خودم از رو درخت میچینم، میمونم.»
مــــن ؛
505_
راستی Zed گفتی سنجاقاتو به 505 رسونده بودی.(اهنگه)
یاد این افتادم.ادیت خودم.