شما به امیدوار بودن معتاد شدهاید،
صبح که بلند میشوید
مثلِ کلاه و پیراهن و سنجاق کِراوات
امیدواریتان را هم میپوشید..
-هوشنگگلشیری
من پرندگانی را میشناسم که وقتی بالشان را بُریدند، دویدن را یاد گرفتند پرندگانی که نام مستعارشان،
زن است.
مبهم
هنر معشوقه ایست که سرانجام باید با دیگران تقسیم شود
اما وقتی تقسیم شد
دیگر از آن تو نیست؛