🔴پاسخ به #شبهه «مانع نشدن علم غیب امام رضا(ع) از خوردن انگور مسموم»
⛔️متن شبهه⛔️
" اگر امام رضا(ع) میدانستند که شربت انگور یا انگورهایی که میخورند آغشته به زهر است که خوردن آنها خودکشی محسوب میشود که در اسلام جایز نیست و اگر نمیدانستند که آن شربت یا انگورها سمی هستند که این با عالم بودن و علم کامل امامان منافات دارد که چنین مطلبی را ندانند "
✅پاسخ شبهه✅
1. قضا و قدر خداوند اگر حتمی شود، عوض شدنی نیست؛ علم امامان به زمان و مکان شهادتشان فقط علم به یک واقعه حتمی است که رضایت آن بزرگواران به این قضا و قدر موجب ترفیع درجات آنها می شود.
yon.ir/hatmii
2. امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد طبق علم لدنی عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راههای عادی حاصل میشد.
yon.ir/elmegheib
3. علم غیب امام دو گونه است، علم به موارد حتمی و موارد غیر حتمی، که تنها در موارد غیر حتمی امام تکلیف و اختیار دارد تا با تغییر زمینه ها برای حفظ جان خود بکوشد.
4. پس ائمه (ع) در امر شهادتشان یا اراده به استفاده از علم غیب نکرده اند، یا با عواملی مانند خباثت و تصمیم قطعی خلفا، موضوع حتمی بوده و تکلیفی برای امام باقی نمی مانده است.
yon.ir/elmemam
5. همچنین از سوی دیگر، دسته ای از روایات، تناول انگور یا شربت را با اجبار ماموران مامون شرح داده اند.
yon.ir/shahadat10
6. توضیحات کاملتر درباره اینکه چرا امام رضا(ع) با اینکه علم غیب داشتند، انگور سمّی را خوردند؟
🔃لطفا منتشر کنید
♣️🇮🇷 @Mobin_rfm
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ #امام_رضا شده گنبدطلا، کبوتر و غذای حضرت! خود حضرت انگاری در حرم گم شده!
🔺#رحیم_پور ازغدی: به گفته امام رضا تشکیلاتی که باب انتقاد و نهی از منکر را میبندد، محارب با خداست
♣️🇮🇷 @Mobin_rfm
💠 وقتی شهیدکاظمی استعداد کاوه را کشف کرد!
🔹اوائل تشکیل تیپ55 ویژه شهدا یک شب جمعی از رزمندگان کردستان دور یکدیگر نشسته بودیم و هر کس از خاطرات و عملکردش در کردستان و موفقیت ها و دشواری های کار می گفت.
▪️... تا آنکه نوبت رسید به شهید ناصر کاظمی(سردار گمنام و دلاور خطه غرب و فرمانده سپاه کردستان) ... و ما منتظر بودیم حکایت دلاوری های ایشان را از زبان خودش بشنویم.
▫️ناصر این باور را داشت و همیشه می گفت: هر کس دو سال در سپاه خدمت کند و شهید نشود یک ناخالصی و مشکلی دارد و بعد آهی از ته دل کشید و گفت: خدایا دوسال ما هم داره تمام میشه و به شهادت نرسیدم، اما ناراحت نیستم، چرا که من کاری برای جمهوری اسلامی و مردم کشور کردم که مثمر ثمر واقع میشود.
🔸در این لحظه همه منتظر بودیم که او چه میخواهد بگوید، که چنین ادامه داد: "محمود کاوه" را من برای کردستان کشف کردم و مطمئنم او غائله کردستان را تمام میکند و غرب کشور را با طرح ها و ذکاوت و شهامت بالایش به سلامت به منزل امن خواهد رساند.
🔹شهیدکاظمی با آن همه رشادتها و موفقیتهایی که در جبهه ها داشت، تا آن زمان هیچ اشاره ای به آنها نکرده بود اما کشف شهید کاوه را یک افتخار و ثواب الهی برای خود بر میشمرد.
▫️این سخن از زبان فردی با آن خصائل و ویژگیهای بینظیر و برجسته، یقیناً از روی حکمت و ژرفاندیشی یود.
🌸(راوی: جواد نظام پور، همرزم شهید کاوه)
♣️🇮🇷 @Mobin_rfm
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ویکتور_هوگو از #پیامبر اسلام و #خلافت میگوید!؟ ویکتور هوگو، #شاعر و #نویسنده #فرانسوی یکی از مشهورترین ادبای #تاریخ #جهان است
از برجستهترین آثار او #بینوایان #گوژپشت_نتردام و #مردی_که_میخندد است، اما در #فرانسه بیشتر وی را برای مجموعه اشعارش میشناسند
افسانهٔ قرون (La Légende des siècles) مجموعهای از #اشعار وی میباشد که به عنوان تصویری ممتاز و عالی از تاریخ بشریت پنداشته میشود
این کتاب قطعات متناوبی بود که میان سالهای ۱۸۵۵ تا ۱۸۷۶ هنگامی که #هوگو در #تبعید روی پروژههای متعدد دیگر کار میکرد، نوشته شده بود
بخش سوم این کتاب شعری بلند است با عنوان #سال_نهم_هجرت (L’An neuf de l’Hégire) که به روزهای پایانی عمر پیامبر #اسلام پرداخته است
از قرار، وی تاریخ اسلام را به خوبی می شناسد، و به غیر از شرح حالات و چهرهٔ پیامبر(ص) به #امامت #امیرالمومنین (ع) نیز اشاره کرده است، آن جا که میگوید:
آنگاه، #پرچم اسلام را به پرچمدارش «علی» سپرد و گفت:
این آخرین #سپیده دم زندگی من است
خدایی جز خدای یگانه نیست. در راهش تلاش کن!
...آنروز مثل هميشه، در ساعت نماز، به مسجد آمد به علی تكيه كرده بود و مومنين بدنبالش میآمدند، پيشاپيش ايشان همه جا پرچم مقدس در اهتزاز بود... #کلیپ_مستند
#افسانه_قرون
#افسانهی_قرون
#افسانه_قرنها
#افسانهی_قرنها
#مستند
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm
🔺پله پله تا ملاقات امام رضا (علیه السلام)در فرانسه
🔸به شکل اتفاقی در آسانسور ساختمان با خانمی مواجه شدم که با من فرانسوی حرف زد و من عذرخواهی کردم که هنوز نمی توانم خیلی خوب صحبت کنم.
چند وقتی گذشت دوباره با هم در خیابان برخورد کردیم و من به او گفتم که حتی اسمش را نمی دانم… گفت: اسمش نرجس است! فهمیدم از یکی از کشورهای عرب زبان است، زبان دانشگاهش فرانسوی بوده است و بعد هم که ساکن فرانسه شده است و شاغل در این کشور. فهمیدم مسلمان است هرچند حجاب ندارد…
👈برای خواندن ادامه مطلب روی لینک بزنید🌺
🆔 rahyafteha.ir/61693/
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm
✍ بهار گذاشته اند اسمِ ماهِ تو را...
بهارِ اول...
مگر زمین جز تو بهارِ دیگری دارد؟
قدمهایت، تمامِ زمین را آباد کرد،
و عطرِ مهربانیت... تا همیشه، طعمِ تازگی را بر هوا پاشید.
✨ اَمینِ خــدا و اَمانت دارِ اهل زمین!
و زمین هرگز معلّمی کاملتر از تو، برای پروراندنِ روحِ خسته ی من نداشت، که رو کند....
امشب...
سجده باید کرد خدایی را، که آینه ی تمام قدّ خودش را در بهارترین ربیعِ زمین، برای پروازِ من، به دنیای خاک، نازل کرد!
❤️ اُمَّتــــِ محمّــــد؛
حلولِ بهارِ اول، مبارکتان!❤️
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm
.
🌺🍃پیامبر اکرم صلّی الله عليه وآله می فرماید :
✨مَنْ سَعیٰ لِمَرِیضٍ فِي حَاجَةٍ ـ قَضَاهَا أوْ لَمْ یَقْضِهَاـ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ.✨
💠هر كس برای نیاز بیماری بكوشد چه آن را برآورده سازد، چه نسازد مانند روزی كه از مادرش زاده شده، از گناهانش پاک میشود.
📚من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 16
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 برخورد پسنديده
يكی از خويشان امام زين العابدين عليه السلام در برابر آن حضرت ايستاد و زبان به ناسزاگويی گشود. حضرت در پاسخ او چيزی نگفت.
هنگامی كه مرد از پيش حضرت رفت. امام به اصحاب خود فرمود: آنچه را كه اين مرد گفت، شنيديد. اكنون دوست دارم، همراه من بياييد تا نزد او برويم و جواب مرا نيز به او بشنويد. عرض كردند: حاضريم، ما دوست داشتيم شما هم همانجا پاسخ ايشان را بگوييد و ما هم آنچه می توانيم به او بگوييم.
سپس امام نعلين خويش را پوشيده، به راه افتاد. در بين راه اين آيه را می خواند:
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ آنان كه خشم خود فرو خورند و از مردم گذشت نمايند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.(آل عمران/134)
راوی می گويد: ما از خواندن اين آيه دانستيم به او چيزی نخواهد گفت. وقتی رسيديم به خانه آن مرد، او را صدا زد و فرمود: به او بگوييد علی بن الحسين با تو كار دارد.
همين كه متوجه شد امام زين العابدين عليه السلام آمده است در حاليكه آماده مقابله و دفاع بود از منزل بيرون آمد و يقين داشت آن جناب برای تلافی جسارتهايی كه از او سر زده آمده است.
ولی چشم امام عليه السلام كه به او افتاد، فرمود: برادر! چندی پيش نزد من آمدی و آنچه خواستی به من گفتی. اگر آن زشتيها كه به من گفتی در من هست، هم اكنون استغفار می كنم و از خداوند می خواهم مرا بيامرزد و اگر آن چه به من گفتی در من نيست، خداوند تو را بيامرزد.
راوی می گويد: آن شخص سخن حضرت را كه شنيد پيش آمد و پيشانی امام عليه السلام را بوسيد و عرض كرد: آری! آن چه من گفتم در شما نيست و من به آن چه گفتم سزاوارترم.
📚 #بحارالانوار، ج 46، ص54
✍ مرحوم علامه محمد باقر مجلسى
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm
💠وقتی تشریفات زیاد شد، محتوا کنار می رود. وقتی ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها زیاد شد، موجب می شود بنیه فقهی اسلام صدمه ببیند.
#امام_خمینی_ره
🌺🇮🇷 @Mobin_rfm