eitaa logo
. مدافعانِ‌چادࢪ .
908 دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
3.1هزار ویدیو
86 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⁦❤️⁩:))✨ علیه السلام غلام با صفایی داشت که نامش «» بود. روزی با شماری از اصحاب وارد باغ شد و صافی را مشاهده کرد که گرده ی نانی به دست گرفته ، نصف آن را جلوی سگ می‌اندازد و نصف دیگرش را خود می‌خورد. چون از راز آن پرسید، عرضه داشت: من غلام شما هستم و این حیوان از باغ شما پاسداری می‌کند، هر دو نشسته بودیم و از سفره ی ارباب متنعّم بودیم. امام حسین علیه السلام او را در راه خدا آزاد کرد، باغ را به او بخشید و 2000 دینار به او عطا کرد. 👈 صافی در پاسخ گفت: من نیز این باغ را وقفِ یاران و شیعیان شما نمودم 👉 ... . 📚 ارمغان صافی در نقد فرقه بهائی ٫ صفحه 22 به نقل مستدرک الوسائل
🔴طالبان سرش رو میزنه! 🔹فرشته حسینی یه افغانی تباره که کشورش افتاده دست طالبان و قبل از این هم دست آمریکایی ها بود! 🔷اگه توی کشورش با این حجاب و پوشش بیرون بیاد، طالبان سرش رو میزنه بعد توی ایران باهرتیپ و شمایلی میچرخه، بازیگریش رو میکنه، میلیاردی دستمزد میگیره و میره جشنواره کن،همسرش رو برخلاف عرف و فرهنگ ایران، علنی میبوسه و بعدم برمیگرده ایران و هیچکس کاریش نداره! 🔹حالا اومده واسه ما جشنواره فیلم فجر رو تحریم کرده! کاش ریجکتت کنن افغانستان تا اونجا از ادامه زندگیت لذت ببری!
🔻شکایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت انقلابی از رائفی پور به دلیل توهین به هنرمندان! 🔹یک سوال از وزیر فرهنگ: احیانا قصد شکایت از هنرمندان شایعه پراکن و همسو با جنبش دین ستیز فواحش را ندارید؟! هنرمندان ملاعبه جنسی کننده در ملاعام چه؟! هنرمندان اهانت کننده به مدافع حرم قطع نخایی چه؟! هنرمندان کشف حجاب کننده در خانه هنرمندان چه؟! ⚠️بار دیگر ثابت شد هر چه‌قدر انقلابی ها بخواهند با صورتی بازی، برای سلبریتی ها خودشیرینی کنند، باز هم توسط آن‌ جماعت پس زده خواهند شد ...
شنیده‌ام‌ڪہ‌ملائڪ‌بہ‌وقٺ‌حاجٺ‌خویش‌، قسم‌دهندخُـدارابہ‌آبروےحسیـن:)💔!
خستگـی‌معنـانـدارد زمینـه‌ظهـوربـایـدبـه‌دسـت‌مـامهیـاشـود..!
موقعِ نماز خوندن بنده یه جوری نمآز میخونه انگار هزارتا خُدا داره ولی خُدا یِ جوری نگآش میکنه انگار همین یِ بنده رو داره :)🌱
شبا که ما می‌خوابیم سپاهیا و بسیجیا توی مناطقِ زلزله زده بیدارن ! (:👊🏻
. مدافعانِ‌چادࢪ .
#مستند_صوتی_شنود قسمت 1⃣
این داستان کاملا حقیقت دارد! - شروع داستان ... - بیماری که تجربه ام را رقم می زد. - گردابی که از جنس نور بود. - صدای نفسم را نمی شنیدم. - حضور اجدادم را حس می کردم.