eitaa logo
. مدافعانِ‌چادࢪ .
908 دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
3.1هزار ویدیو
86 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌄 تصویر کسیو اتیش زدی که اگه نبود باید منتظر همچین صحنه ای برای خواهرت بودی👌 ❤️ . . ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
🕊 وبہ دنیاۍمانشون دادۍ یہ‌انسان چقدر میتونہ دوست‌داشتنۍ باشہ....❤️❤️ . . ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
: خدایا‌اگر‌میدانستم‌با‌مرگ‌من🖐🏼•• یک‌دختر‌به‌دامان‌ میرود حاضر‌بودم‌هزاران‌بار‌بمیرم‌تا‌هزاران‌ دختر‌به‌دامان‌حجاب‌بروند🧕🏻-! ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
دشمن همگی در کفِ میدان ، به شبانه مهسا و و وَنِ ارشاد ، بهانه آتش زدنِ پرچم و کشتار نشان داد ای اهل خرد! اصلِ نظام است نشانه زین فتنه نترسید و دل آشول مدارید غربال شود خوب و بد و کاه ز دانه یارب! ممدی کن که در این راه بمانیم پشت سر سید علی و پیر زمانه 💚 ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
✨﷽✨ یک پدر پیر در حال مرگ به فرزندش: ✍منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن《همه رهگذرند》 زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند《مراقب حرفهایت باش》 به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت《گذشت داشته باش》 گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد《خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن》 انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش. + انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش ! ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
✨﷽✨ ✍یکی از دوستان وکیل نقل می‌کرد: مردی به اتهام قتل عمد، در نوبت اعدام در زندان بود. بی‌گناهی او براحتی قابل اثبات بود ولی متهم نه‌ تنها تلاشی برای اثبات بی‌گناهی خود نمی‌کرد، بلکه تمام موارد اتهامی را قبول کرده بود.شب قبل از اعدام، اعدامی را به انفرادی می‌بَرند و یک روحانی وصیت او را می‌گیرد و از او می‌خواهد در لحظات آخر توبه کند و پزشکی بر بالین او حاضر شده و وضعیت جسمی و روحی او را کنترل می‌کند. دوست وکیل ما نقل می‌کرد: وکلای زیادی حاضر شدند بدون دریافت حق‌الوکاله، در دادگاه حاضر شده و او را تبرئه کنند. ولی متهم هیچ اعتراضی به رأی صادره نداشت و درخواست بررسی مجدد را نمی‌کرد.در شب قبل از اعدام در انفرادی به او گفتم: «با من راحت باش و قبل از مرگ خود به من راز این عدم تلاش برای رهایی‌ات از مرگ را بگو!» تبسمی کرد و گفت: «سال‌ها پیش مادرم با همسرم در خانه‌ام حرفش شد. مادرم را زدم و از خانه بیرون به حیاط انداختم، نیمه شب که آتش غضبم خوابید، پشیمان شدم و سراغ مادرم رفتم. دیدم در زیر نور ماه از سرما خود را در گوشه‌ای جمع کرده و گریه می‌کند. از او حلالیت خواستم. اشکی ریخت و در آغوشم جان داد. از ترس آبرویم او را وارد خانه کردم، در اتاق خواباندم و دوستان و فامیل را گفتم مرده است. این تنها گناه من نبود، بلکه هر کسی حرفی می‌زد که خوشم نمی‌آمد در گوشش می‌خواباندم... من به مکافات عمل یقین پیدا کرده‌ام، برای همین از مرگ نمی‌ترسم و دنبال آزادی خود نمی‌روم، بلکه می‌دانم اگر اینجا هم تبرئه و آزاد شوم، بدتر از این زیر کامیونی له خواهم شد. اگر همه این‌ها هم نباشد، یقین دارم در بستر بیماری سال‌ها افتاده و به طرز وحشتناک و نفرت‌انگیزی خواهم مرد. پس تلاش من برای رهایی از مرگ بی‌فایده است. چون مکافات اعمال من است و اعدام ساده‌ترین مرگ و لطف خدا در حق من است...» این را گفت و به زیر طناب اعدام سر خود را سپرد. ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
✨﷽✨ روز_دیدن ✍مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور وهیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن، درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند. زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم، امروز اولین روزی است که پسرم می تواند ببیند... ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
👌 قضاوت نکنیم! تو حق نداری راجع به کسی قضاوت کنی که کل زندگیشو ندیدی، روزای سختشو حس نکردی، از نزدیک شاهد هیچی نبودی؛ تو فقط یه قسمت کوچیک از عمرشو تماشا کردی، تو فقط دیدی چیکار کرده، ولی ندیدی بهش چی گذشته، شاید این بهترین تصمیمی بوده که اون آدم گرفته، ولی "قضاوت" بدترین تصمیمیه که تو گرفتی. ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
تهمت‌ها و شایعاتی که نسبت به صحت آنها، علم نداری را برای دیگران بازگو نکن که گناه بزرگی است... نور آیه ۱۵ ʝσιɳ ➺ @Modafeane_Chador
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا