eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
33.6هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
12.6هزار ویدیو
293 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| رهبر انقلاب: شما تلاوت‌گران قرآن پیک عرش الهی به سوی ما فرشیان هستید. مضمون کلام الهی را برای ما بیان میکنید. 👆 مرور تصویری بیانات عصر دیروز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در محفل انس با قرآن کریم 💻 Farsi.Khamenei.ir @Modafeaneharaam
از خــون چشم حــمید بگویم؛ آن دو شبی کــه در جزیره‌ی مجنون بودیم حمید اصلا چشم روی هم نگذاشت... ناغافل دیدم از چشم های حـمید دارد خون می‌آید؛ داد زدم: حمید! چشم هات... ترکش خــورده؟ خندیـد... برگــشت زل زد بهم،گــذاشت خــودم بفهمم بعد از دو شــــبانه روز کــار و بــی خــوابی مــویرگ هــای چشمش پــاره شــده وآن خــون... @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📢 ماه گستره‌ بی‌نهایت رحمت الهی ✏️ رهبر انقلاب: درباره‌ی ماه مبارک رمضان فرمود: هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ اِلى ضیافَةِ اللَه؛‌ خیلی خب، شما دعوت شدید. انسان گاهی یک جایی دعوت میشود، اجابت میکند، میرود به آن مهمانی و پذیرایی میشود؛ یک وقت هم نه، دعوت کرده‌اند ما را، همّت نمیکنیم که حرکت کنیم و به آن مهمانی برویم و پذیرایی بشویم؛ پس این، دست من و شما است. این ماه، ماه رمضان است، ماه ضیافت است، ماه گستره‌ی بی‌نهایت رحمت الهی است. 🌙 | روز دوم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این فیلم رو داداشم از محمدعلی به گلزار گرفته بود پارسال اینقدر قربون صدقه این بچه میرفت تازه عقد کرده بود همون هفته اول با خا نمش برا اولین بار رفته بودن گلزار بعد می‌بینه بلندگو فاطمه صدر زاده رو صدا میزنه اینقدر خوشحال شده بود که این خانوداه رو اونجا دیده و اونها رو دعوت کرد به منزل بعد رفت چند تا هدیه خرید آورد داد بهشون @Modafeaneharaam
🌀 شهادت اتفاقی نیست؛ مخصوصا شهادت در روز ولادت حضرت زهرا و در آغوش حاج قاسم 📝 به یاد طلبه شهید علیرضا محمدی‌پور 🔸 ده سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد و داغ یتیمی را چشید؛ آخرین فرزند خانواده و تک‌پسر بود؛ از همان موقع مردی بود برای خودش و دربست در خدمت مادرش بود؛ ✅ مهمترین شرط ازدواجش این بود که دختری که قرار است با او ازدواج کند بپذیرد مادرش هم باید با آنها زندگی کند. ✅ انقلابی بود و عاشق امامین انقلاب. در فضای دروس طلبگی هم از طلاب بسیار درسخوان و با همت بود؛ عاشق طلبگی بود و شدیدا اهل رعایت مسائل اخلاقی. مطالعات جنبی در فضای شهدا و شهادت هم زیاد داشت. 🔺 بسیار با شهید مدافع حرم، مصطفی صدرزاده عجین بود و انس داشت؛ برای همین خیلی پیگیر کتب و شرح حال این شهید بود. 🔻 کار فرهنگی یکی از مساجد را به عهده گرفت و با وسع محدودی که در اختیار داشت، قفسه کتابخانه‌ای برای این کار در مسجد قرار داد. کتابخانه‌ای که بوی شهدا از آن استشمام می‌شد. ♨️ همین عید غدیر عروسی‌اش بود و دختری در راه داشتند به نام ... 💠 و دیروز علیرضا سبک‌بال همچون الگوی شهیدش مصطفی صدرزاده پر کشید تا ملاقات خدا؛ میهمان حضرت زهرا شد در روز ولادت حضرتش در جوار مرقد پرنور حاج قاسم سلیمانی... به فاتحه و صلواتی یاد کنیم از این شهید جوان روحانی 24 ساله... @Modafeaneharaam
✨ بشارت امام خمینی (ره) در مورد فتح فلسطین ⛅️ بشارت بیست و ششم ظهور امام خمینی (ره): ❇️ جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت. ⬅️ صحیفه نور، جلد ۲۱، صفحه ۹۴ 🗓 تاریخ: ۱۳۶۷/۱۲/۰۳ پیام امام خمینى (ره) خطاب به مراجع اسلام، روحانیون سراسر کشور و... در مورد استراتژى آینده انقلاب و حکومت اسلامى‌ 🏷 (عج) (ره) @Modafeaneharaam
شهید گنجی خطاب به شهید آوینی: حاج مرتضی، دیگر باب شهادت هم بسته شد! شهید آوینی در پاسخ: نه برادر، شهادت لباس تک سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید. هر وقت به سایز این لباس تک سایز درآمدی، پرواز می کنی، مطمئن باش. 🔺تصویر لباس شهید حجت الاسلام علیرضا محمدی پور که در هنگام حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان به تن داشتند‌. @Modafeaneharaam
📷 تصاویر مراسم عقد ازدواج شهید علیرضا محمدی پور در گلزار شهدای کرمان و مزار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی اسفندماه ۱۴۰۱ 📋 وقتی شهید علیرضا محمدی پور از دفتر عقد گلزار شهدا نوبت گرفتن ، طبق نوشته دفتر عقد گلزار ، سیصد و نهمین زوجی بودند که نوبت عقد می گرفتند... @Modafeaneharaam
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی (ره): ‏در ماه مبارک رمضان، مقدارِ درس و بحث را كمتر كن و به عبادت برس. دعای افتتاح و ابوحمزه، نماز شب و دعای سحر را فراموش مكن؛ دم افطار بنشين و امام حسين(ع) و اطفال معصوم ایشان را یاد کن و گریه نما؛ سعی کن برای حضرت مهدی(عج) یک ختم قرآن انجام دهی. @Modafeaneharaam
میگفت برای یه پسر بچه که تو ترمینال پولشو دزدیده بودن، بلیط گرفتم برگرده شهرشون. اون دنیا بهم نشون دادن که اگه کمکش نمیکردم معتاد میشد و بهش تجاوز میشد و.. ‏گاهی یه محبت زندگی آدمارو متحول میکنه ‏خدا میدونه که معصومین علیهم‌السلام چقدر از این محبتا داشتن به ما… ‏⁧ @Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 #خاطرات_دفاع_مقدس* #نویسنده_محمد_محمودی* #گلابی_های_وحشی #قسمت_هفتم
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 * * سوارماشین شده و بقیه ی مسیر را با وانت رفتیم تا به شهر رسیدیم. وارد شهر که شدیم صدای اذان مغرب از مناره ی مسجد جامع به گوش میرسید. یک راست به سراغ بسیج رفتیم و با شور و شوق نماز مغرب و عشاء را به جای آوردیم .شام مختصری هم بین بچه ها تقسیم شد. پتو تحویل گرفتیم و به انتظار سر زدن آفتاب و ثبت نام خوابیدیم . ذاکر یواشکی به بچه ها گفت: - ثبت نام مان میکنند یا نه؟ صادق سر از روی پتویش برداشت و گفت: - يا خدا...! من هم در دلم دعا و التماس میکردم. شب تا صبح خوابهای جور واجور میدیدم. خواب میدیدم که ثبت ناممان نکرده اند و اندوهگین عجز و التماس میکنم .خلاصه شب را با دنیایی از عجز و التماس و اندوه در عالم رؤیا به صبح رساندم .سالن نمازخانه ی بسیج مملو بود از داوطلبهایی که از روستاهای دورافتاده برای اعزام آمده بودند. اما وقتی قد و قواره ی آنها را با خود و دوستانم مقایسه میکردم هیچ کدام هم سن و سال من نبودند. آنها بزرگ و تنومندتر بودند. بالاخره بیدار شدم - بچه ها بلند شید وقت نمازه... بیدار شدم وضو گرفتم نماز صبح را به جای آوردیم. صبحانه نان و پنیر بود که در همان هوای گرگ و میش بین بچه ها پخش میشد. بعد از صرف صبحانه در انتظار آمدن مسئولان بسیج لحظه شماری میکردیم انتظار به سرآمد و با روشن شدن هوا گل روی آقای صداقت، مسئول بسیج هم پیدا شد. دورش حلقه زدیم آقای صداقت جثه ای کوچک و لاغر داشت. اما صدایی قوی و رفتاری مدبرانه از خود بروز میداد. ... @Modafeaneharaam