هدایت شده از معین 🇮🇷 ؛
@Moein_Ch | صـدای مـعـیـنInShot_۲۰۲۴۰۲۲۵_۱۹۲۸۳۴۷۵۳_۲۵۰۲۲۰۲۴(1).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
.
🎙️#صدای_معین | دردِ دل...💔
" امشب داغ دلم تازه میشود ،
میدانم تو از من دلتنگتری ؛
بیا در آغوشم بگیر و به این فراق
پایان بده . . . "
✍️ بـه قـلـم #معین
#امام_زمان ✨
#نیمه_شعبان 💐
- @Moein_Ch | معین -
معین 🇮🇷 ؛
. 🎙️#صدای_معین | دردِ دل...💔 " امشب داغ دلم تازه میشود ، میدانم تو از من دلتنگتری ؛ بیا در آغوش
انتشار به نام کانال خودتون آزاد .. ؛
معین 🇮🇷 ؛
. 🎙️#صدای_معین | دردِ دل...💔 " امشب داغ دلم تازه میشود ، میدانم تو از من دلتنگتری ؛ بیا در آغوش
اگر روسیاه و شرمندهای مثل من باشه ،
قطعا اینا حرفهای دل اون هم هست ..
ممنونم ! ممنونم از قلم که پای حرف
دلم خوب گریه کرد ..
لبخند نما شده بر چهرهٔ پریشان من .. ؛
به گمانم بغضی پسِ هر خندهای است .. ،
آهی پسِ هر تبریک و در قلبها
سکوتی از جنس بُهت ..
انگار امروز ، عَلَمی است که بنا شده تا
سالهای نبودنت را به چشممان بیاورد ..
شاید اگر نبود ، چشممان تا به ابد
بسته میماند .. ، حالا لااقل به بهانهاش
یک روزی اسمتان را روی لب میآوریم ..
در این سالها به گمانم جایمان کمی
عوض شده .. ؛ شما انتظار ما را کشیدهای
و شما صدایمان کردی ..
شما برای ظهور ما دعا کردی و از غیبت
ما ، شما رنج بردی .. !
ای من بمیرم .. ، عجب امام غریبی ..
من گناه میکنم و شما شرمنده میشوی .. ،
من بیراهه میروم و شما هدایت میکنی .. ،
من پس میزنم و شما پیش میکشی .. ،
من سربههوایم و شما دست بر سرم میکشی ..
زمین میخورم و زیر شانهام را میگیری ..
رو برمیگردانم و به من رو میکنی ..
من چهها کردم و شما چهها کردی ...
حالا که شب ولادتتان است ،
با اینکه شب شرمندگی ماست ،
اما شما بیا و به ما شیرینی بده ،
شیرینیای از جنس شیرینیِ نگاهت ..
نگاهی از جنس نور که بر تاریکی من
غالب شود ..
ای نورالنور ، ای نور مطلق و تنها منشأ نور ،
اگر بر من نتابی ، در این سیاهی غرق
خواهم شد .. ، شما را به مادرت نرجس ،
دست مرا هم بگیر .. ، طوری بگیر که
باز اگر خواستم دست از دستت بکشم
نتوانم ..
آقاجان پررویی میکنم ،
اما اگر چنین نکنی ، به مادرت شکایت
میکنم ! میگویم پسر شما حاجت یک
مسکینِ یتیمِ اسیر را رد کرده است ..
حاشا و کلا ....
✍️ #معین
و باز ماهِ کاملِ شعبان و اوج شرمندگی ..
#نیمهٔ_شعبان 💐 | #امام_زمان ✨️
- @Moein_Ch | معین -
معین 🇮🇷 ؛
لبخند نما شده بر چهرهٔ پریشان من .. ؛ به گمانم بغضی پسِ هر خندهای است .. ، آهی پسِ هر تبریک و در قل
انتشار و #کپی بدون ذکر نویسنده آزاد ..
صوت امروز میراث پدر آماده انتشار بود
و هست و قرار بود امروز بذارمش ؛
اما حس کردم توی شلوغیهای شب عید
گم میشه و حقش ادا نمیشه ..
فردا منتظرش باشین ...
روز تولد آقاست .. ؛
توی یک جمله بگین نسبت به امروز
چه حسی دارین ؟!
https://abzarek.ir/service-p/msg/2454853
گاهی جملهای که مینویسی ،
حال یه نفرو عوض میکنه ...