➖قسمت چهاردهم: یادی از سمنون محب
روایت کردهاند که وقتی سمنون به حجاز رسید، مردم شهری به نام فَید دورش جمع شدند و گفتند: «بر ما موعظهای کن.» سمنون بر بلندی ایستاد و از عشق الهی سخن گفت. اما هیچ گوشی به سخنانش توجه نکرد.
پس رو به چراغهای تالار کرد و گفت: «حالا با شما حرف میزنم.» ناگهان چراغها لرزیدند، به هم خوردند و یکی پس از دیگری شکستند.
باز میگویند که روزی دیگر، در میانهی سخنرانیاش درباره محبت، پرندهای از دل آسمان پایین آمد. اول روی سرش نشست، بعد روی دستش، بعد به کنارش خزید و سرانجام بر زمین آرام گرفت.
پرنده چنان از گرمای حرفهای او بیتاب شد که با منقارش پیدرپی به خاک زد، آنقدر که خون از منقارش روان شد و در همان حال جان داد.
مردم در سکوت ایستاده بودند.
سمنون آهسته گفت: «محبت اگر به دل بیفتد، حتی پرنده هم بیقرار جان میدهد.»
📚 تذکرة الاولیاء، ذکر سمنون محب
🤍@Mohebbeh110
چطور میتوانی؟!
درجۀ وجودى انسان از تمامى جمادها و حياتها و حيوانها جلوتر است. پس چطور مىتواند خودش را با اينها مبادله كند؟ يك عمر بدهد و يك مشت طلا و آجرها و خانهها را بپذيرد؟
#حب_الله
🤍@Mohebbeh110
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بندرعباس💔
شاید زیباترین صفی که تو عمرمون میتونیم ببینیم، همین صفهای کمک به هموطنامون هست...
#بندرعباس
#تسلیت
🤍@Mohebbeh110
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انا لله و انا الیه راجعون
💬 حادثه دردناک آتشسوزی در بندر شهید رجایی موجب اندوه و نگرانی است.
💬 مسئولان امنیتی و قضائی موظفند با بررسی کامل، هرگونه سهلانگاری یا تعمّد را کشف و بر طبق مقررات پیگیری کنند.
💬 همهی مسئولان باید خود را در پیشگیری از حوادث تلخ و خسارتبار موظف بدانند.
💬 اینجانب رحمت و مغفرت الهی برای جانباختگان و صبر و سکینه برای خانوادههای مصیبت زدهی آنان و شفای عاجل برای آسیبدیدگان این حادثهی تلخ مسألت میکنم و از مردمان پرگذشتی که در لحظهی نیاز آمادهی خون دادن به مصدومان شدند صمیمانه تشکر میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنهای
۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
#بندرعباس
#تسلیت
🤍@Mohebbeh110
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از پشیمانی از گناه، فوراً چه کاری انجام دهم؟
📽آیت الله مصباح
#حب_الله
🤍@Mohebbeh110
آرامش و قرار دل ثامن الحجج(ع)
ای زینبِ امام رضا(ع) اشفعـــی لنا
🗓️ روز دختر و آغاز دهه کرامت مبارک
#روز_دختر
🤍@Mohebbeh110
➖قسمت پانزدهم: ذکر ابومحمد مرتعش
ابومحمد میگفت: «سیزده بار رفتم حج، با این خیال که دارم روی بال توکل میروم. اما یک روز نشستم به حسابِ دل، دیدم همهش هوای نفس بوده.» گفتند: «چه طور فهمیدی؟» لبخند تلخی زد و گفت: «مادرم گفت: یک کاسه آب بیار. همون کار کوچیک برام سخت اومد. اونجا فهمیدم که اگر دلم راست بود، این خدمت کوچک اینهمه سنگین نمیشد...»
درویشی هم قصهای داشت: «بغداد بودم. دل بیقرار سفر حج شده بود. با خودم گفتم باید پانزده درم جمع کنم؛ برای مشک آب، طناب و کفش. تو فکر بودم که یک نفر در زد. در را باز کردم، دیدم مرتعش است، مشک آب در دست. گفت: "بگیر." گفتم: "نمیگیرم." اصرار کرد: "بگیر و زحمت نده." گفت: "چقدر پول میخواستی؟" گفتم: "پانزده درم." آن را به من داد و رفت.»
لبخندی زد و ادامه داد: «انگار خدا پیش از آنکه من دست دراز کنم، خودش دستش را پیش آورده بود.»
📚 تذکره الاولیاء، ذکر ابو محمد مرتعش
🤍@Mohebbeh110
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 خواستههای حقیر
مادام كه انسان، آرمان و خواستههايش عالىتر از خودش نباشند، خسارتكار است.
#حب_الله
🤍@Mohebbeh110
➖ آیا امید و آرزو داشتن در دل به امور دنیایی و دنیا از نظر دین مردود است؟
🛑قِيلَ: بَيْنَمَا عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ جَالِسٌ وَ شَيْخٌ يَعْمَلُ بِمِسْحَاةٍ وَ يُثِيرُ بِهِ اَلْأَرْضَ، فَقَالَ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «اَللَّهُمَّ اِنْزِعْ عَنْهُ اَلْأَمَلَ»، فَوَضَعَ اَلشَّيْخُ اَلْمِسْحَاةَ وَ اِضْطَجَعَ، فَلَبِثَ سَاعَةً، فَقَالَ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «اَللَّهُمَّ اُرْدُدْ إِلَيْهِ اَلْأَمَلَ»، فَقَامَ فَجَعَلَ يَعْمَلُ، فَسَأَلَهُ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: «بَيْنَمَا أَنَا أَعْمَلُ إِذْ قَالَتْ لِي نَفْسِي: إِلَى مَتَى تَعْمَلُ وَ أَنْتَ شَيْخٌ كَبِيرٌ؟ فَأَلْقَيْتُ اَلْمِسْحَاةَ وَ اِضْطَجَعْتُ، ثُمَّ قَالَتْ لِي نَفْسِي: وَ اَللَّهِ لاَ بُدَّ لَكَ مِنْ عَيْشٍ مَا بَقِيتَ، فَقُمْتُ إِلَى مِسْحَاتِي».
🔰حضرت عیسی علیهالسلام
روزی حضرت عیسی در کنار پیرمردی نشست که با بیلی زمین را میکاوید. حضرت دعا کرد که امید از دلش بیرون برود. پیرمرد بیل را کنار گذاشت و خوابید. ساعتی بعد، حضرت دوباره دعا کرد که امید به دلش بازگردد. پیرمرد برخاست و مشغول کار شد. وقتی علت را پرسید، گفت: در دل گفتم: تو پیر شدهای، دیگر کار بس است. اما بعد با خود گفتم: تا زندهام باید نان درآورم، پس برگشتم سر کار.
📚تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعه ورّام)، ج ۱، ص ۲۷۲
🤍@Mohebbeh110
توضیح: این روایت در کتب مختلفی همچون تنبیه الخواطر و بحار الانوار اومده و هر دو در قسمت بحث آرزو های دنیایی آن را بحث کرده اند. به نظر می آید داشتن امید و آرزو در دل امری است که ضروری است و اصلا بدون آن زندگی ممکن نیست همانطور که حدیث هم به آن اشاره کرد منتهی از دیدن دیگر احادیث می فهمیم آرزو های دست نیافتنی و دور و دراز و دل بستن به آنها به گونه ای که از امر آخرت دور بشوی مورد مذمت روایات قرار گرفته.
🤍@Mohebbeh110