18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️اشک دائم بر سیدالشهدا علیه السلام و قریر العین گشتن
این کلیپ را حتما ببینید،حاوی روایات مهمی است.
🎙حجتالاسلام محمد هادی اصفهانی
🤍@Mohebbeh110
➖ سه روز تشنگی در کربلا–آغاز محاصره شت فرات و منع از آب
🛑 «أمَرَ عَمرَو بنَ الحَجّاجِ أن يَسيرَ في خَمسِمِئَةِ راكِبٍ... ويَحولوا بَينَ الحُسَينِ وأصحابِهِ وبَينَ الماءِ... فَمَكَثَ أصحابُ الحُسَينِ عَطاشى.»
🔰 عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد نامه نوشت و دستور داد آب فرات را بر امام حسین(ع) و یارانش ببندد و نگذارد حتی جرعهای آب بنوشند. عمر بن سعد نیز عمرو بن حجاج را با پانصد سوار به کنار فرات فرستاد تا راه دسترسی به آب را مسدود کنند.
این محاصره آبی سه روز پیش از شهادت امام حسین(ع) آغاز شد و خیمههای حسینی در تشنگی فرو رفتند.
در این میان نقل شده است که امام حسین(ع) در پشت خیمهها زمین را حفر کرد و چشمهای از آب شیرین جوشید. امام و یارانش از آن نوشیدند و مشکهای خود را پر کردند؛ اما پس از مدتی چشمه ناپدید شد.
وقتی این خبر به عبیدالله بن زیاد رسید، نامه دیگری نوشت و دستور داد حتی از حفر چاه نیز جلوگیری کنند:
🛑 «فَامنَعهُم مِن حَفرِ الآبارِ مَا استَطَعتَ... ولا تَدَعهُم أن يَذوقوا مِنَ الماءِ قَطرَةً.»
«تا میتوانی مانع حفر چاه توسط آنان شو و مگذار حتی قطرهای آب بنوشند.»
پس از این دستور، فشار بر امام حسین(ع) و همراهانش شدیدتر شد و محاصره آب به اوج خود رسید.
📚 الأخبار الطوال، ص۲۵۵؛ مقتل الحسین للخوارزمی، ج۱، ص۲۴۴.
🤍 @Mohebbeh110
➖ وقتی علیاکبر(ع) از پدر آب خواست...
🛑 «يا أبَتِ! العَطَشُ قَد قَتَلَني، وثِقلُ الحَديدِ قَد أجهَدَني، فَهَل إلى شَربَةِ ماءٍ مِن سَبيلٍ؟»
🔰 هنگامی که در کربلا جز خاندان امام حسین(ع) کسی باقی نمانده بود، علیاکبر(ع) برای رفتن به میدان از پدر اجازه خواست. امام به او اجازه داد، اما وقتی نگاهش به فرزند افتاد، اشک از چشمانش جاری شد و فرمود:
🛑 «اللّهُمَّ اشهَد، فَقَد بَرَزَ إلَيهِم غُلامٌ أشبَهُ النّاسِ خَلقاً وخُلُقاً ومَنطِقاً بِرَسولِكَ.»
«خدایا گواه باش! جوانی به سوی آنان میرود که از نظر چهره، اخلاق و گفتار، شبیهترین مردم به پیامبر توست؛ هرگاه مشتاق دیدار پیامبر میشدیم، به او نگاه میکردیم.»
علیاکبر(ع) دلاورانه جنگید و پس از مدتی نزد پدر بازگشت و گفت:
«پدر جان! تشنگی مرا از پا درآورده و توانم را گرفته است؛ آیا جرعهای آب پیدا میشود؟»
امام حسین(ع) گریست و فرمود:
«پسرم! از کجا برایت آب بیاورم؟ کمی دیگر پایداری کن؛ بهزودی جدّت رسول خدا(ص) تو را سیراب خواهد کرد؛ سیرابیای که پس از آن هرگز تشنه نخواهی شد.»
علیاکبر(ع) دوباره به میدان رفت و پس از نبردی سخت، بر اثر(یا نیزه )تیر دشمن بر زمین افتاد و سپاه دشمن او را احاطه کردند و با تکه تکه کردند. در آخرین لحظات صدا زد:
🛑 «يا أبَتاه عَلَيكَ مِنِّي السَّلامُ، هذا جَدّي يُقرِئُكَ السَّلامَ، ويَقولُ لَكَ: عَجِّلِ القُدومَ عَلَينا.»
«پدر جان! سلام مرا بپذیر. اینک جدم رسول خدا به تو سلام میرساند و میگوید: هرچه زودتر به ما بپیوند.»
📚 الملهوف، ص۱۶۶؛ المناقب للخوارزمی.
🤍 @Mohebbeh110