eitaa logo
محب
5.6هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
2.3هزار ویدیو
11 فایل
بسم‌رب‌المهدی ♥️ جذاب ترین 👌😍 📜احادیث ائمه اطهار ✍️متون ادبی برگرفته از روایات 🖼️ عکس نوشته و... مطالبی با محوریت مذهبی_سیاسی_اجتماعی 👤ارتباط با ادمین: @j_moheb
مشاهده در ایتا
دانلود
ماجرای به قتل رساندن شمر بن ذی‌الجوشن لعنه الله علیه 🛑 «نَبَّهتُمُ لَيثَ عَرينٍ باسِلاً... لَم يُرَ يَوماً عَن عَدُوٍّ ناكِلاً» 🔰 شمر بن ذی‌الجوشن، قاتل امام حسین(ع)، پس از شکست از سپاه مختار گریخت. در نزدیکی روستای کلتانیه، مردی را کتک زد و نامه‌ای به او داد تا یه مصعب بن زبیر برساند. آن مرد اما به روستایی رفت که ابوعمره، فرمانده مختار، آنجا اردو زده بود. سربازی نامه را دید و نشانی شمر را گرفت. فاصله فقط سه فرسخ بود. 🔰 مسلم بن عبدالله، همراه شمر، روایت می‌کند: 🛑 «فَقُلنا: لَو أنَّكَ ارتَحَلتَ بِنا مِن هذَا المَكانِ، فَإِنّا نَتَخَوَّفُ بِهِ.» «گفتیم: کاش ما را از اینجا کوچ می‌دادی، می‌ترسیم.» 🔰 اما شمر، سرشار از غرور، پاسخ داد: 🛑 «أوَكُلُّ هذا فَرَقاً مِنَ الكَذّابِ! وَاللّهِ لا أتَحَوَّلُ مِنهُ ثَلاثَةَ أيّامٍ.» «این همه ترس از آن دروغگو و کذاب(مختار)! سه روز تکان نمی‌خورم.» 🔰 همان شب، مسلم در میان خواب و بیداری صدای سم اسب‌ها را شنید. با خود گفت: ملخ‌هاست. صدا شدیدتر شد: 🛑 «لا وَاللّهِ ما هذا بِالدَّبى.» «نه به خدا، این صدای ملخ نیست.» 🔰 سپاه ابوعمره از تپه سر رسیدند و تکبیرگویان چادرها را محاصره کردند. همراهان شمر پا به فرار گذاشتند. مسلم می‌گوید: از کنار شمر گذشتم. فقط لنگی بسته بود. با نیزه می‌جنگید، بی‌آنکه فرصت پوشیدن زره داشته باشد. ما گریختیم. هنوز دور نشده بودیم که فریاد آمد: 🛑 «اللّهُ أكبَرُ، قَتَلَ اللّهُ الخَبيثَ.» «الله اکبر! خدا آن پلید را بکشد!» 🔰 عبدالرحمن بن عبید، همان سربازی که نامه را دیده بود، آخرین لحظات شمر را روایت می‌کند: نیزه را انداخت، شمشیر برداشت و رجزخوانان بازگشت: 🛑 «نَبَّهتُمُ لَيثَ عَرينٍ باسِلاً... لَم يُرَ يَوماً عَن عَدُوٍّ ناكِلاً» «شیری خفته را بیدار کردید که هرگز از دشمن روی نگردانده.» 🔰 اما رجزخوانی‌ها پایانی محتوم را تغییر نداد. شمر که هشدار یارانش را نادیده گرفت و مختار را «دروغگو» خواند، طعمه همان کمینی شد که با تکبر انکارش می‌کرد. هیچ جنایتکاری از چنگال عدالت نمی‌گریزد. 📚 تاريخ الطبري، حوادث سنة ۶۶؛ معجم البلدان، ج۴، ص۴۷۶. 🤍@Mohebbeh110
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوجه کلاغ‌هایی که باعث بی‌آبرویی صدام شدند! 🤍@Mohebbeh110
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"یا من یجیب المضطر اذا دعاه و ... " صحیح است 🎙
حضرت آیت الله سبحانی
🤍@Mohebbeh110
➖ خولی بن یزید؛ سرآوردهٔ حسین، گرفتار در مخفیگاه حقارت 🛑 «فَأَشارَت بِيَدِها إلَى المَخرَجِ... فَوَجَدوهُ قَد وَضَعَ عَلى رَأسِهِ قَوصَرَّةً.» 🔰 خولی بن یزید اصبحی، همان کسی که سر بریدهٔ امام حسین(ع) را به کوفه برد، پس از قیام مختار در وحشت فرو رفت. مختار، معاذ بن هانی و ابوعمره را با سپاهی روانهٔ خانهٔ او کرد. مأموران خانه را محاصره کردند. همسر خولی بیرون آمد. پرسیدند: «شوهرت کجاست؟» زن گفت: «نمی‌دانم کجاست» - اما با دستش به کنار اتاق اشاره کرد. 🛑 «فَدَخَلوا فَوَجَدوهُ قَد وَضَعَ عَلى رَأسِهِ قَوصَرَّةً.» «وارد شدند و او را یافتند که سبدی خرما روی سرش گذاشته و در گوشه‌ای پنهان شده بود.» 🔰 مختار که در راه رسیدن بود، از مأمورانش خبر دستگیری را شنید. به سویشان شتافت. خولی را برابرش آوردند. مختار فرمان داد او را بزنند و زخمی‌اش کنند. سپس درست در کنار خانه و کسانش گردن زد. اما مختار به کشتن بسنده نکرد. 🛑 «ثُمَّ دَعا بِنارٍ، فَحَرَّقَهُ بِها، ثُمَّ لَم يَبرَح حَتّى عادَ رَماداً.» «آتش خواست و پیکرش را در آن افکند. از جای نجنبید تا آن جسد یکسره خاکستر شد.» 🔰 این پایان آن کس بود که روزی با سر بریدهٔ حسین(ع) بر درگاه عبیدالله بن زیاد ایستاد و جایزه گرفت. همسرش، عیوف دختر مالک، زنی از حضرموت، از همان شبی که شوهرش سر امام را به خانه آورد، کینهٔ او را به دل گرفت و در نهایت، خودش راه را برای انتقام نشان داد. 📚 تاريخ الطبري، ج۶، ص۵۹؛ الفتوح، ج۶، ص۲۴۴؛ البداية والنهاية، ج۸، ص۳۰۰. 🤍@Mohebbeh110
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بمیرم برات ... برای اون لحظه که به تابوت برادرت رسیدی و پاهات سست شد...💔 شهید محمدطاها جعفری، شهید شجره طیبه 🤍@Mohebbeh110