مُهـجه .
یک روز بعد از حیرانی ..
میدانی چقدر دلم میخواهد
از تو بنویسم ..
توصیفت کنم ؛ معرفی ات کنم ..
اما حقیقتش را بخواهی نشد ..
گفتن از تو کار من نیست
هرچه فکر کردم دیدم
من چیزی از تو نمیدانم ..
جز اینکه دلنشین هستی و مرد !
معمولا خانواده یا رفیقای شهید
او را توصیف میکنند
رسم نیست غریبه ها بگویند !
هرچند در تک تک خاطراتشان
جاری باشد یاد آن شهید :) ..
_سعی کن که نَشکَنی ..
+من همین الان هم آرد شدم آردها
نمیشکنند ! ..
مکالمه ی من ؛
با یه دانشجوی ریاضی :||||||||