هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
"برایَم غریبه بمان، که هرکه دِل به او
بستم، اهلِ رفتن شد "
مُهـجه .
من پرم از خاطرت؛ مو را پریشان تر نکن .. #چرک_نویس
بی مروت انقدر
با موی خود بازی نکن!
دکترم گفته
برایم بی قراری خوب نیست ...
دوست دارم ؛
خیره بشم توی چشمات و بپرسم :
به کمندِ تو اگر تازه گرفتاری نیست
پس چرا یارِ قدیم
از نظر انداخته ای..؟
بهم گفتی خداحافظ
منم میگم خداسعدی!
ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻏﻨﭽﻪ ﯼ ﻟﺒﻬﺎﺕ ، ﺑﺸﯿﻨﻪ ﻃﺮﺡ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ !!!
بهم گفتی خداحافظ
منم میگم خداعطار!!
ﺑﺪﻭﻥ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ، نخستین لحظه ی ﺩیدار!!
بهم گفتی خداحافظ
منم میگم خداسهراب!!
ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺍﻍ ﺗﻮ ، ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ !!!
بهم میگی خداحافظ
منم میگم خداخیام!!
ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﻍ ﺁﺗﯿﺶ ﻟﺒﺖ ، ﺭﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﻟﺒﻬﺎﻡ!
بهم میگی خداحافظ
منم میگم خداجامی!!
اﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻧﺸﯽ ﻫﺮﮔﺰ ، ﺍﺳﯿﺮ ﺗﯿﺮه ﻓﺮﺟﺎﻣﯽ !!!
بهم میگی خداحافظ
منم میگم خدا نیما!
ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﺷﻖ ، ﺑﺪﻭن ﺗﻮ ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ..
مُهـجه .
#حضرت_حافظ #چرک_نویس
مرا آزردی و گفتم که
خواهم رفت از کویت
بلی رفتم
ولی هر جا که رفتم
دربهدر رفتم ..
#هوشنگ_ابتهاج🍁
مُهـجه .
هوایت میزند بر سر دلم دیوانه میگردد .. #چهارشنبه
قفس گشودی ام و
«اختیار» بخشیدی
همین که از قفست پر زدم،
زمین خوردم ..