مُهـجه .
[گاهاً دلم برای آخرین ها تنگ میشه .. مثلاً برای آخرین باری که دیدمت! توی اون اتاقِ نیمه تاریک .. م
همیشه دوست داشتم این شعر رو برات بخونم یا یه جوری بهت برسونم :
یک وجب دوری برای عاشقان یعنی [ عذاب ]
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش ..
هدایت شده از چه غلطایی نباید کرد؟
کاش بشه ادم بغلِ کسیو که دوسش داره بزاره تو جیبش با خودش همه جا ببره.
✤➻ @che_ghalata
هدایت شده از کنجِخلوت...!
هيچ فكرش را نمیكردى كه منظور ِغزل
آن مخاطبهاى سوم شخص ِمجهولم تويى .
چرا انقدر سر کار گذاشتن مردم لذت بخشه ؟
گاها وجدانم میگه : انقدر کرم نریز
یکی دیگه هم یه روز تو رو ؛ اینجوری اذیت میکنه هااا
ولی دست خودم نیست ! ..
حس میکنم نقد رو باید چسبید🗿