مُهـجه .
خبر نداشت ؛ آدم عاشق معمولا مسکوت و مظلوم میشه ...
میفرمود :
عاشق اهل سکوت است ؛
یکی از آن عاشقها ،
" خدا " ست ! ...
معشوقش ؟
انسان نام دارد ...
زیباترین کلمه یی که شنیدم :
"الله اکبر" است !
آنجا که پنج بار در روز آغوش باز کرد و صدا زد :
بنده ی من ؟
نگران نباش !
من از همه ی مشکلات ؛ بزرگترم :) ...
سر بر شانه ی خدا بگذار ؛
تا قصه عشق را ،
چنان برایت تعریف کند
که نه از دوزخ بهراسی ...
و نه از بهشت به رقص آیی!
قصه ی عشق :
" انسان بودن ماست " ...
مُهـجه .
او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من ...
کار دل را بین که بهرش بیقراری می کند :) ...