eitaa logo
مُهـجه .
9 دنبال‌کننده
264 عکس
13 ویدیو
0 فایل
مهجه آخرین قطرات خون بدن است ... آخرین نفس ها :)
مشاهده در ایتا
دانلود
فامیل دور : آقای مجری بهت یه نصیحت برادرانه میکنم اگه زندگیت ته کشید بشین با ته دیگش حال کن ! هی نگو به آخرش رسیدم ..
دلتنگی یعنی از ضریح جدا میشی تو راه برگشت ؛ نگاهت میوفته به اونهایی که تو صف زیارت هستند و دارن میرن سمت ضریح ؛ بهشون حسودی میکنی ! ..
آخه عزیز من ! منی که برای یه اخمت ؛ دوسال و نیمه دارم می دو ام بخدا که اگه بخندی ، جون میدم :)..
تو دنیای مستطیل ها من یه مربع ام که هیچکس متوجه عرض بنده نمیشه ..🗿
ماجراے من و تو، باور باورها نیستـــ ماجراییستـــ ڪه در حافظہ دنیا نیستــ نہ دروغیم نہ رویا نہ خیالیم نہ وهم ذاتـــ عشقیم ڪه در آینہ ها پیدا نیستــ
[بقچه اشک هایش را روی کول گذاشت بساط اش را جمع کرد تا از بین جماعت برود .. ناگاه تو را دید که آن سو تر به احوالات اش میخندیدی . لبخند زد سرش را به زیر انداخت و رفتــــ.... ]
خوردیم زخمها ؛ که نه خون آمد و نه آه ! و این چه نیش بود ، که تا استخوان برفت ... ؟! 🦥
گاهی نیازه دستت رو بزاری روی قلبت و بهش بگی : آروم باش ؛ اونم یه آدمه مثل بقیه! ...
آدمی را دیده ای که چند ماه نفس نکشد و زنده بماند ؟ من آن آدم هستم .. ! در آن چند ماه ؛ فقط چند دقیقه نفس کشیدم .. همان چند دقیقه یی که میان همهمهِ میعاد ، دیدمت !! .. با سختی خودم را به تو رساندم .. گله داشتم ؛ از همه چیز ..از همه کس .. نفسم بریده بود ؛ بدنم زخمی .. اخم هایم را که دیدی فقط لبخند زدی و یک جمله گفتی .. و چه کسی جز من میداند که تو استادِ آرام کردن آدم ها در یک جمله یی ؟! .. درد هایم را با دل مهربانت تقسیم کردم ! آن لحظات .. آن نفس ها .. آن روز ها .. آن مکان .. بخدا که مقدس بود ! حیف که فرصتم زود تمام شد .. بعدش دوباره باید ؛ "تنهایی بار تنهایی هایم را به دوش میکشیدم" ..
چه نامه ها که نوشتم ؛ ولی به او نرسید ...