یه پاراگراف از یه کتاب خوندم امشب که من رو شرم زده کرد ..
خواستم بابت تمام متن هایی در اون از تنهایی هایم شکوه کرده بودم و توی کانال منتشر کردم
عذر خواهی کنم ..
آخه حواسم نبود که ؛
[خدا برای بندگانش کافیست .. ]
و تا زمانی که خدا هست ؛
از تنهایی دم زدن
ناشکری محسوب میشه ..
هرچه بیشتر میشناسمت
بیشتر به خساست چشمانت
پی میبرم ؛ که هربار با مهارت ؛
"نگاهت" را از من دریغ میکنند :)
#سوم_شخص_مفرد
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
نفسم تنگ شدھ باز هوا میخواهم . . .
بہ چه رویی بنویسم كه تو را می خواهم ؟
تو همونی هستی که بدون هیچ تلاشی لبخند روی لب مینشونی
و بی دلیل حالمو خوب میکنی ..
#سوم_شخص_مفرد