چهاردهم آبان ؟
من خودم را برای دیدنت آماده کردم ..
اما انگار برایم خبرهایی داری ..
خبرهایی که هنوز به دستم نرسیده ..
خدا کند این خبرها بوی تو را بدهند ؛ تویی که فاصله ات با من هر روز بیشتر میشود ..
دیروز همین که داشتم
به این فکر میکردم که
چقـدر از هم دور شدیم ؛
ناگهان هوا سردتر شد ..
#سوم_شخص_مفرد
[از آدم های کینه یی
که باید احترامشون رو نگه داری و نمیتونی حالشون رو بگیری
بدم میاد ... ]
مُهـجه .
چهاردهم آبان ؟ من خودم را برای دیدنت آماده کردم .. اما انگار برایم خبرهایی داری .. خبرهایی که هنوز
من آمدم که تو را ببینم
نبودی ؛
رفتمــ ... !