میگفت كاش اسمت مريم نبود
میگفتم خب چرا؟
میگفت آخه تو همه چيت تک ِ
منحصر به فرده
ولى اسمت نه
خيليا اسمشون مريمِ
تو فاميل كلى مريم داريم
حتّىٰ تو گل فروشىها هم كلى مريم داريم
وقتى نباشى ، وقتى برى
هر بار اسم مريم رو بشنوم روانى میشم
كاش اسمت بلقيس بود
كه بعد از رفتنت هى تنم نلرزه
گفتم ديوونه ، مگه قراره برم
گفت : آره ، میرى ديگه
يه روزى میری . . .
چون میدونى خيلى دوست دارم
چون فهميدى خيلى دوست دارم
خب ، معلومه ميرى ديگه
ولی من هنوز نرفتم و این تویی که تنهام گذاشتی ؛
دیگه یعنی منو یادت نمیاد ، دیگه دوستم نداری :)؟!
خواستی ببینی ازت دور که میشم
تا کجاها میرم؟
خب دیدی؟! من که گفتم امتحانم نکن.
ـ اینکه تهش به تو ختم بشه مهمه ـ
ـ اینکه برات گریه داشته باشم مهمه ـ
ـ من خیلی نابلد تر ازین حرفام حاجی ـ
ـ من و دیگه امتحان نکن(:
تو دار بودن سخته..
با هر یدونه حرفی که تو دلت چالش میکنی
یه تار موتم باهاش سفید میشه.
پناه آخر کسی بودن خیلی خوبه ، نه ؟
اینکه میدونی بعد از هر اتفاق ، برمیگرده تو بغل خودت .
یا اعتمادش بجز خودت رو کسی نیست .
دستاش تو دستای کسی غیر از تو نمیره ؛ چون قلبش باهاته !
تکیه میکنه فقط به وجود تو .
تو ، بودنت و همهچیت پنآهه برام ؛ پنآه آخرم !