ماه رمضان به آدم میفهمونه که بعضی وقتها شیطان بهانه است و گاهی ما فقط خود مامور به آزار خویشیم
و قسم به لحظهای که
میان سیاهی و سپیدی
میان امید و ناامیدی
میان خوبی و بدی
میان اندوه و شادی
میان خشم و صلح
میان شب و روز
میام ترس و استقامت
میان شرم و افتخار
میان رفتن و موندن
گرفتار میشیم
تو تکلیف ما رو معلوم کن
ما هیچ وقت ندونستیم
ما همیشه هر کاری کردیم برحسب حدس و گمان بوده نه بلدی
ما نابلدیم خودت دست ما رو بگیر و راه ببر
ما که بد بودنمون رو جار زدیم
تو اتفاقا به همین بد شدن نگاه کن
همین بد شدنی که نه انتخاب بوده و نه باب میل،
حالا دستمون سمت تو درازِ
نه آدما
نه آدما
نه آدما
نه آدما
نه آدما
من مطمئنم تو فرق داری با آدما
راستی ما نه ایوبیم نه یعقوب نه ابراهیم نه موسی نه محمد 'ص'
ما سادهتر
ضعیفتر
بیکستر
از این حرفها هستیم
نه اونقدرا صبر داریم نه اونقدرا ایمان
اما عوضش میدونم تو پروردگار ایوب و یعقوب و ابراهیم و موسی و محمد'ص' هستی
پس نگم که چقدر بهت امید دارم
زندگی یک کلمه است اما برای هر کسی معنای متفاوتی داره،
چون آدما طبق شرایط و درونیات خودشون اون رو معنی میکنن.
_بخند به هر حال میگذره بذار خوش بگذره ؛
+میدونم ولی نمیتونم و نمیدونم چرا الکی خندم نمیاد !
_چون جدی گرفتی ،یادت که نرفته ما مسافریم
+تفاوتها رو ببین آخه!
_نوبتشونه ،نوبت تو هم میشه فقط این سخت رو سختترش نکن
_چطور آخه؟ ما که هیچ شباهتی با بقیه نداریم!
_شباهت؟ شباهتی بزرگتر از فرصت .