بهجز او، نه کسی را میخواستم و نه کسی را میدیدم.
میتوانی بفهمی چقدر غریب بودم در این جهان؟
- احساس میکردم که گاهی فقط از دور تماشا کردنِ او، میتوانست مرا از غم هایِ بیپایان نجات دهد.
دلم میخواد یه روزی کنار هم پیر بشیم؛ تو هنوز با دیدن چیزای کوچیک ذوق کنی و من هنوز همونجوری نگات کنم که انگار قشنگترین اتفاق زندگیمی: )
155K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- قرص کردم حال ِ دلم را به ِ ایام تو مادر . .