منو رونا یه روز کاملا عادی:
حاجی این مدت چون ملایم تر رفتاز کردم و کمتر پارتون کردم دلیل بر این نیست که قراره همیشه اینطوری باشه و من شل کردم چون عاشقتونمو الان هرچقدر بخواید میتونیا بهم بگید ناز و اره خوشمم میاد
درواقع دارم سعی میکنم احترام دوستیمونو نگهدارم و دارم میترکم وقتی بهم این چیزارو ربط میدین
𝔞 † 𝔰𝔱𝔢𝔯𝔦𝔞 | مانستر لولو است
حاجی این مدت چون ملایم تر رفتاز کردم و کمتر پارتون کردم دلیل بر این نیست که قراره همیشه اینطوری باشه
اره اروم رفتار میکنم ولی از درون دلم میخواد خفتون کنم جدی
یه فکت خیلی مهم درمورد مانستر:
حسادت من از عصبانیت و ناراحتیم شدتش بیشتر و بد تره، عصبانیت نمیتونه اونقدر کورم کنه که کسی که ازش عصبیم رو اذیت کنم و ناراحتی اونقدر زیاد نیست که از طرف مقابل متنفر شم، ولی حسادت من میتونه کاری کنه به طور کامل تمام ارزشی که برام داری رو فراموش کنم.
میدونی از چی بدم میاد؟ چون یه بار میگید ناز/گوگولی و من هیچی نمیگم فکر میکنید نازم
چون رفتار منو با کراولینگ دیدین(که با خود واقعیم ۳۶٠درجه خیلی فرق داره) فکر میکنید واقعا یه دخترخانوم نازو گوگولیم
چون یه ورژن از صدامو شنیدین که فقط توش سعی کردم صدام ترسناک دیده نشه و یکم اوکی به نظر بیاد فکر میکنید یه دختربچه ده ساله سسکیوت جلوتونه
چون برای جکس و کراشای مونث و مذکرم اکلیل میرینم (از همتون عشق ترن) فکر میکنید جز شخصیتمه(حالم به هم میخوره)
چون فکر میکنید دو سه جا از ریدن به بقیه و خوردنشون و به چخ دادنشون کوتاهی میکنم یعنی خیلی مهربونو پاکم
و خنده دار ترین قسمتش اینه که هیچی درمورد من واقعی نمیدونید و حتی اگه بدونید جنبشو ندارید چون اینجوری میشید که "وایح مانسترح فکر میکنه با دروغ گفتنح درمورد خودش خفنح میشح" ولی خب اصلا اینطوری هم نیست و اصلا دو // لمم نیستید که بخوام براتون سعی کنم ادم عالی و خوبی به نظر بیام، ولی دروغ نمیگم، من ناخواسته یه مشکل دارم و اینه که به نظرات بقیه اهمیت میدم و اینطوری نیست که "وای نکنه فکر میکنه ادم بدیم، نکنه منو دوست بدی میبینه، نکنه فکر میکنه بی احساسم" و درواقع اینطوریه که "چرا فکر میکنه چون حوصله ندارم و کوتاه میام بهم بی احترامی میکنه؟، چرا چون یه بار یکیو از فشار نخوردم و بدبختش نکردم فکر میکنن مهربونم؟، چرا وقتی عصبی میشم فکر میکنن دنبال اینم که خفن یا ددی دیده بشم؟" و درواقع اصلا به احساسات یا چیزای قلبی اهمیت نمیدم فقط زورم میاد که برعکس میفهمید و حالت عادیش اینه که برام مهم نباشه ولی خب هست چون به خودم اهمیت میدم و وقتی میفهمم احترام نمیزارید میترکمو ترکیدنم باعث میشه بیشتر فکر کنید که: "اره مانستر داره سعی میکنه عصبیو خفن دیده شه" ولی نه اینطور نیست
𝔞 † 𝔰𝔱𝔢𝔯𝔦𝔞 | مانستر لولو است
میدونی از چی بدم میاد؟ چون یه بار میگید ناز/گوگولی و من هیچی نمیگم فکر میکنید نازم چون رفتار منو با
اره میتونید منو ناز و مهربون ببینید و خب اره من اذیت میشم چون اینجوری نیستم
ولی آیا اون درون قبول دارید که همش اینطوری نیست و فقط دارم کوتاه میامو واقعا یه فرشته ی از اسمون اومده ی الهی ک // سشر نیستم که خیلی ک // سکیوته؟ آیا واقعا قبول دارین یا واقعا باید از دست چرتو پرتایی که بهم میچسبونید بترکم؟