eitaa logo
کانال منتظران مهدی(عج)
1.8هزار دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
7.5هزار ویدیو
523 فایل
❗بسم‌رب‌الشـهداء❗ 💔براے هر کسے کار مےکنیم جز #خــــدا 🖊! - #شهیدابراهيم‌هادے کپی ازادلینک دعوت کانال ما https://eitaa.com/Montazerane_Mehdi ایـݩ #ڪانالـ وقفـ آقای غریبمانـ است😔 تماس با ادمین برا خرید تبلیغات @sarbaz_emamee_zaman
مشاهده در ایتا
دانلود
6.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ سه ساعتی از روز که هیچ کسی طاقت دیدن آن را ندارد 😭 روضه را از بیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشنویم
776_48290302165393.mp3
1.89M
🔊 🎤 «او می‌بیند» 👤 استاد 💔 ما روضه‌های عاشورا رو فقط می‌شنویم اما ولی خدا اون‌ها رو می‌بینه... ▫️
📌 هنوز پرچم سرخ حسین منتظر است... ▫️ دلم گرفته خدایا در انتظار فرج دو دیده‌ام شده دریا در انتظار فرج ▪️ هنوز می‌رسد از کوچه‌های شهر حجاز صدای گریۀ زهرا در انتظار فرج ▫️ هنوز در همه عالم میان دشمن و دوست علی‌ست بی‌کس و تنها در انتظار فرج ▪️ هنوز می‌رسد از چاه‌های کوفه به گوش صدای نالۀ مولا در انتظار فرج ▫️ هنوز ناله کشد از جگر امام حسن گشوده دست دعا را در انتظار فرج ▪️ هنوز پرچم سرخ حسین منتظر است گشوده چشم به صحرا در انتظار فرج ▫️ هنوز می‌رسد آوای دلربای حسین ز نوک نیزۀ اعدا در انتظار فرج ▪️ هنوز تشنه‌لبان اشکشان بود جاری کنار کشتۀ سقا در انتظار فرج ▫️ هنوز خون شهیدان کربلا جاری‌ست ز چشم زینب کبری در انتظار فرج ▪️ هنوز نالهٔ «میثم» رسد به گوش که هست چو چشم فاطمه، دنیا در انتظار فرج ✍️ استاد غلامرضا سازگار 📖 ؛
🖼 ؛ 📌 ...وَلَعَنَ اللهُ شِمْراً... ▫️ گودال قتلگاه شلوغ بود؛ ناگهان هیاهو خوابید. شمر با دست پُر از گودال بیرون آمد. ▪️ تلویزیون را روشن کرد؛ سخنان شهید مطهری پخش می‌شد که می‌گفت، شمر زمانت را بشناس... شمر همه جا بود؛ گاهی در سوریه، گاهی در عراق، گاهی در اغتشاشات ایران و گاهی در فضای مجازی. کربلا هنوز تکرار می‌شود، وقتی قدمی برای یاری امام زمان برنمی‌داریم. #⃣ ۱۳ ؛
📌 حُر شدن… 🚩 کربلا قتلگاه نیست. حتماً شنیده‌ای که شهیدان هرگز نمی‌میرند. این سرزمین جایی‌ست برای تولد دوباره. جایی‌ست برای حُر شدن… و امامی که هر لحظه منتظرِ آمدنِ توست... 📖 ؛
🖼 ؛ 📌 ...اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللهِ… ▫️ آتشِ دامن دخترک را خاموش کرد. دختر تقاضای آب کرد. کاسهٔ آب را به دستش داد. دخترک با بغض پرسید: راه قتلگاه از کدام طرف است؟! ▪️ خبر شهادت بابا را که شنید، اشکش جاری شد، اما صدای زن همسایه، قلبش را آتش زد: دختر بیچاره! مگه چقدر بهشون می‌دادن که حاضر شد دخترش رو یتیم کنه؟! مادر، آرامش کرد و به او فهماند که بابا، ندای یاری امامش را لبیک گفته بود. #⃣ ۲۶ ؛
🖼 ؛ 📌 ...وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ… ▫️ چقدر سخت گذشت؛ هر‌جا نگاه می‌کردند، سرهای روی نیزه و نیشخند شمر و نگاه‌های حرامیان به کاروانی بود که عباس نداشت. ▪️ بعد از دعای ندبه به دوستانش گفت: چه جمعه‌ای بشه وقتی که آقا بیاد و ما به جای ندبه‌خوندن، بند پوتین‌هامون رو محکم گره بزنیم؛ یه «یامهدی» بگیم و همرزم شهدا بشیم. #⃣ ۲۷ ؛
🖼 ؛ 📌 ...لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ… ▫️ خطبه‌های آتشین عمه و تبیین امام سجاد، شام را به آتش کشید. خیلی‌ها زار زدند، اشک ریختند، توبه کردند؛ حتی قیام «حَرّه» را به راه انداختند. اما چه سود که امامشان به قتلگاه رفته بود. ▪️ شب عملیات، روضه که خوانده می‌شد، اشک‌ها به همه قوت جنگ می‌بخشید. همه آمده بودند تا حرف نایب امام زمین نماند. این‌ها رزمایش ظهور بود. #⃣ ۲۸ ؛
🖼 ؛ 📌 ...اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَي الاَْرْواحِ الَّتي... ▫️ خم شد. صورت بابا را بوسید. باورش نمی‌شد که بابای رشیدش در دامن کوچکش جا شده بود. ▪️ خم شد، دستی به محاسن زیبای بابا کشید. مسافرش با سربند «یا صاحب‌الزمان» و لبخندی زیبا از سوریه برگشته بود تا به او بفهماند، سلامش را به ارباب می‌رساند، اگر سعی کند، راه بابا را برود. درست مثل رقیه... #⃣ ۳۸  ؛