هدایت شده از لارا | lara
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارغوان میبینی؟
به تماشگه ویرانی ما آمده اند
-ابتهاج
𝐣σ𝐈Ň 📔 ↳@lara_book
ملتی که کتاب می خواند ،شاید کمتر و آهسته تر حرکت کند . اما کمتر گم می شود و کمتر فریب می خورد 🥀
#متن_کتابی
𝐣σ𝐈Ň 🍒↳ @Moonlight_moon
هدایت شده از لارا | lara
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی رفاقت بین شهریار و ابتهاج >>
𝐣σ𝐈Ň 📔 ↳@lara_book
هدایت شده از «دفترچه یادداشت»
میان سکوت شبِ بی پناه
درخشید نوری پر از مهر و آه
نسیمِ حضورش پُر از روشنی
دلآرام و لبریز از زندگی
دلش باغی از مهر و عطرِ بهار
کلامش چراغی به شامِ دیار
وقارش فروغی ز ایینه ها
حیایش نسیمی ز باغ وفا
دلش خانه ای از سکوت و دعا
به دستان او بود امید و وفا
ولی روزگارش، پر از داغ و غم
دلش شد اسیرِ سکوت و ستم
درِ خانهاش، شاهد غربتش
شکسته شد آیینهی حرمتش
ز بام و ز در شعله ها سر کشید
شبی تلخ و تار، را گواهی رسید
ز دود سیاهش فضا تیره شد
دلِ اهلِ خانه پر از گریه شد
نه فریاد، نه ناله، نه داد و نه کین
که میسوخت با آه، دل در زمین
تنش خسته از بارِ اندوه و غم
دلش سوخته از داغِ بیمرهم
نه نامی به سنگ و نه قبری عیان
فقط مانده در دل غمی بی کران
از آن شب که خاموش شد مهرِ ماه
دلِ مرتضی شد پر از سوز و آه
به دیوارِ خانه، تکیه زد آهسته
که بیهمصدا شد، دلش شکسته
شب و روز در اندوهِ آن ماهِ نور
که رفت و نماندش به دل جز صبور
به چاهِ مدینه، پناهِ دلش
که جز چاه، نشنید رازِ غمش
بپرسید نامش؟ ز عرشِ جهان
طنین آمد از نور: فاطمه جان
_لارا