ازم پرسیدن: بعد از سه سال، یهو چی شد که فراموشش کردی؟
گفتم: سه سال پر از حرف بود، پر از زخمهایی که شنیدم و دیدم اما باور نکردم... چون همیشه فکر میکردم تصویر کامل نشده.
تا اینکه یه شب، چیزی شنیدم؛ اولش جدی نگرفتم، فکر کردم شایعهست. اما بعد خودش با رفتارش همهچی رو ثابت کرد... و همونجا همهچیز برای من تموم شد. از چشمم افتاد، درست مثل آینهای که یه ترک عمیق برداره.
ممنونم از اون کسی که حقیقت رو بهم رسوند و نذاشت بیشتر از این نابود بشم. چون فقط خودم میدونم این سه سال چه شبهایی گریه کردم، چه سختیهایی کشیدم، چه حرفهایی شنیدم و فقط سکوت کردم...
#دلی
تو منو ساده گذاشتی کنار، اما یادت باشه قلبی که جدی دوست داشته باشه، هیچوقت دوباره مثل قبلش نمیشه
درد واقعی اونجاست که بفهمی کسی که تمام روحت رو پر کرده، فقط گوشهای از ذهنش رو به تو داده بود.