خودِ عزیزم؛
امیدوارم اون اتفاقی که منتظرشی به زودی رقم بخوره، انقد غیرمنتظره که مجبور شی یجا بشینی تا از شُکاش درای، یه لبخند واقعی بزنی و بیای بگی بالاخره اتفاق افتاد...
یهو به خودت میای میبینی چیزایی که یه روزی حاضر بودی براشون از خودت بگذری الان دیگه حتی ذرهای اهمیت ندارن.
چطور ببخشمت؟! تو به هر روشی که بلد بودی قلبمو شکوندی هیچ بعدشم طوری رفتار کردی انگار مشکل از منه.