ماه من
00:11 با سلاح چشم خود، شهری به یغما می بری شهر آواره دگر، شهردار می خواهد چکار؟
تا حرف ز چشمان ِ تو شد مرجعمان گفت :
چون مایهٔ آرامش ِ جان است ، حلال است .
ماه من
10:10
دلتنگم و دیدار تو درمانِ من اَست..
بی رنگ رُخَت زَمانه زندان من اَست..!
ماه من
نهضت ادامه دارد...
بِنگر ای اَهریمنِ خون خوار و بد ذات و پَلید
این اَهریمن کُشان آخر شِکارَت میکنند
نَتْوان خوابی ببینی خوش تر از مَرگ و کفن
چون که باران های آتش را نِثارَت میکنند