ماه من
دیدمش از یاد بردم گفته های خویش را...
گفتی مرا به عشق که باید ز جان گذشت
جانم توئی چگونه توانم از آن گذشت ؟!
مریم جانم..
باردار بودی و هر روز را به شوق نزدیک شدن به تولد فرزندت میگذراندی، با ذوق به لباس ها و کفش های کوچکی که برای فرزندت خریده بودی نگاه میکردی و غرق تصور خندیدن و "مامان" گفتنش میشدی..
قرار بود ۴ ماه دیگر کودکت را بغل بگیری، با حب حسین بزرگش کنی و دامادش کنی(:
اما چه کردی که حسینِ فاطمه تو و جنین ۵ ماهه ات را باهم خرید؟!
بعد از تو شوهرت چه میکند با این غم مریم جانم؟ دیگر میتواند روضهی حضرت زهرا بشنود؟! والله نه .. دق میکند💔
#شهیده_مریم_کهریزی