نیاز دارم برگردم به روزی که دو تا غریبه بودیم و زخمت رو تنم نبود، میدونی اون موقع هم آدم غمگینی بودم ولی انقدر زخمی و غمگین نه.
هیچوقت مهم نبوده که تو چقد بی لیاقت بودی و کارهایی که کردم رو ندیدی، مهم اینه که من بهت نشون دادم که چطور میتونم یه آدم رو تا حد مرگ و خیلی بالاتر از لیاقتش دوست داشته باشم و تهش همه چی رو تموم کنم و برم.
انقدر بدم میاد وسط بحث و دعوا میگن من فلان روز برات فلان کارو کردم، مرسی، اما اگه یه روزی میدونستم لطفی که بهم کردی قراره تو دعوا تحت عنوان کوپونت برای اشتباهت استفاده شه، هیچوقت اون لطف و ازت نمیخواستم.
عذرخواهی خوبه؟ گاهی حتی ضروریه ولی همیشه کافی نیست، مثلا من چطوری به تصویری که ازت خراب شده بفهمونم تو متاسفی و مثل اولش بشه؟